معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 899344
تعداد نوشته ها : 1445
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
New Page 3

در ذیل آیه شریفه وَ اِذَ الْمَوْؤُدَة سُئِلَتْ بِاءَىِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ در بعضى از تفاسیر نقل شده که او محسن فاطمه (علیهاالسلام)  است.
و مفضّل بن عمر از حضرت صادق (ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمودند:
در روز قیامت خدیجه و فاطمه بنت اسد محسن را به روى دست مى گیرند و وارد محشر مى شوند و خداوند، اول مطالبه حق او را از ظالمینش ‍ مى کند.
بعد از نقل این روایت حضرت به قدرى گریه کرد که محاسن شریفش تر شد و فرمود: لاقرت عینٌ لا تبکى عند هذا الذکر. یعنى : روشن و بینا نباشد چشمى که از شنیدن این مصیبت گریان نشود.
از اخبار وارده استفاده مى شود که مصیبت هاى وارده بر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام اللّه علیها) بر ائمّه هدى (علیهم السلام) خیلى سخت بوده .
چنانچه نقل شده : یک روز حضرت رضا (ع) دیدند نور دیده اش حضرت جواد (ع) (در سنّ طفولیّت) دستهاى خودش را روى زمین گذاشته و متحیّرانه به طرف آسمان نگاه مى کند و اشک مى ریزد حضرت او را در بر گرفته و سبب گریه اش را سؤ ال نمودند؟
حضرت جواد (ع) عرض کرد: یک وقت متوجّه مصایب مادرم زهرا (سلام اللّه علیها) شدم و ناخودآگاه گریه ام گرفت .
و همچنین در کتب اخبار نقل شده که : حضرت باقر (ع) در مرض موت خود، متوسّل به زهرا (سلام اللّه علیها) شد و در مصایب وارده بر آن بى بى اشک مى ریخت .

و نیز شیخ طوسى (رحمة اللّه علیه) از ابن عباس نقل مى کند که : در مرض ‍ رحلت حضرت رسول (ص) دیدم آن حضرت خیلى متاءثّر بود و اشک مى ریخت . وقتى علّت گریه آن حضرت را سؤ ال کردم فرمودند: براى فرزندانم گریه مى کنم چون از امت به آنها خیلى جفا مى رسد و گویا مى بینم دخترم زهرا را که مورد شکنجه واقع شده و صدا مى زند یا ابتاه و کسى به داد او نمى رسد (1)

حضرت فاطمه و دیده خونبار چرا

 

آشنا پهلوى او با نوک مسمار چرا

 

بانویى را که به آغوش نبى جایش بود

 

بى سبب دوخته بین در و دیوار چرا

 

کرده دشمن ز جفا صورت او را نیلى

 

چهره اى را که بود مظهر عفار چرا

 

باب امید همه عالمیان سوخته شد

 

آتش کین زده بر قلب ده و چار چرا (2)

پی نوشتها:

1- منهاج الدموع ، ص 243
2-  نواى عشق حسینى ، ص 152

منبع: کتاب کرامات الفاطمیة


X