معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 566600
تعداد نوشته ها : 1353
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مُصّر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای امروز در دیدار با رئیس، هیئت رئیسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر لزوم همخوانی قوانین با مبانی و اصول انقلاب اسلامی و همچنین نیازهای اصلی جامعه، خاطرنشان کردند: در تصویب قوانین باید تأثیرات فرهنگی و تربیتی آن نیز مورد توجه جدی قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی را قوه مفکره کشور دانستند و افزودند: این قوه به صورت لباس قانون تجلی می یابد و سپس این قانون نیز در سراسر کشور جاری می شود. بنابراین مهمترین مسأله رعایت نسبت این قوانین با ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی از یک طرف و همچنین نیازهای فوری و بلندمدت جامعه از طرف دیگر است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: اگر در قوانین کشور این دو ویژگی رعایت شود، قوانین علاوه بر اینکه صحیح و درست خواهند بود، کارآمدی نیز خواهند داشت.
ایشان در تبیین این موضوع افزودند: اگر قوانین با اصول و مبانی انقلاب اسلامی سازگاری نداشته باشند، اصالت خود را از دست خواهند داد و اگر با نیازهای مردم همخوانی نداشته باشند، قوانین اصیل و مشروع خواهند بود ولی مقبولیت نخواهند داشت.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مبانی انقلاب اسلامی باید به طور دائم مد نظر باشند خاطرنشان کردند: امام خمینی (ره) انسان بزرگ و آگاهی بودند و مجموع فرمایشات و وصیتنامه ایشان، مبانی و اصول انقلاب است که باید تصویب قوانین و موضع گیری ها همواره در این جهت باشند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین افزودند: به هنگام تصویب قوانین باید مراقب بود تا قوانین با قانون گرایی، اخلاق، ارزش های دینی و مسائل تربیتی سازگاری داشته باشند.
ایشان نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به بالا بردن روحیه تحمل حرف مخالف توصیه و خاطرنشان کردند: اظهار نظرها در مجلس باید علمی، استدلالی، سالم و اخلاقی و به دور از روحیه لجاجت و زورآزمایی شخصی و جناحی باشند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس و دولت برای اداره کشور و پیشبرد امور جامعه افزودند: مجلس باید بنا را بر مماشات، مدارا و روح همکاری با دولت بگذارد زیرا دولت در وسط میدان است و بار سنگین مسائل اجرایی کشور را به دوش می کشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه امور اجرایی، بسیار سخت و دشوار است خاطرنشان کردند: باید به دولت در این مسیر ناهموار و نفس گیر کمک کرد و به آن سخت نگرفت.
ایشان تأکید کردند: البته این موضوع به معنای اغماض از خطاها نیست بلکه نوع برخوردها باید مهربانانه و صمیمی باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تشنج ها و اصطکاک ها در برخی دوره های قبلی مجلس شورای اسلامی افزودند: مردم به هیچ وجه از اصطکاک خوششان نمی آید و بازخورد آن کاملاً منفی است زیرا مردم خواستار همکاری صمیمانه مسئولان برای حل مشکلات کشور هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری مجدد در خصوص رعایت مصلحت کل کشور در قانون گذاری ها، خاطرنشان کردند: نمایندگان محترم باید مصلحت منطقه خود را در داخل مصلحت کشور در نظر بگیرند.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ضرورت رعایت فرهنگ، قانون مداری در کشور را یادآور شدند و تأکید کردند: من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مُصّر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه نقطه مقابل قانون گرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیکتاتوری است خاطرنشان کردند: اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیکتاتوری بروز خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: قانون باید در تمام امور کشور فصل الخطاب باشد تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود.
ایشان بی قانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانستند و تاکید کردند: اصرار بر رعایت نکردن قانون موجب گره خوردن کارها خواهد شد بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: فرهنگ قانون گرایی همانند مسائل دیگر باید از نخبگان به بدنه جامعه سرریز شود زیرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعایت نکنند نمی توان از مردم انتظار عمل به قانون داشت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با قدردانی از موضع مجلس شورای اسلامی و نامه نمایندگان در خصوص مسائل اخیر تاکید کردند: یکپارچگی و صدای واحد در اعلام مواضع اساسی در شرایطی که دشمنان مترصد نقطه ضعف و فرصت طلبی هستند، کاری بسیار خوب و مهم است.
ایشان با تجلیل از سطح کارشناسی و معرفت مجلس هشتم، نمایندگان را به بهره گیری بیش از پیش از فرصت های معنوی و مواعظ اخلاقی در بحبوحه امور اجرایی توصیه کردند و افزودند: ایام پرفیض ماه رجب و سپس ایام گرانقدر ماههای شعبان و رمضان بهترین فرصت ها برای زدودن غفلت ها و نزدیکی بیشتر به خداوند با عمل صالح و تقویت ایمان است.
در ابتدای این دیدار آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس در بعد نرم افزاری نظام و همچنین نظارت بر اجرای قوانین تاکید کرد: محور حرکت مجلس هشتم سند چشم انداز و سیاستهای کلی نظام به ویژه سیاستهای اصل 44 است.
وی، قوانین تجارت، مجازات اسلامی، هدفمند کردن یارانه ها، ایمنی زیستی، فضای کسب و کار و قانون جامع دامپروری را از جمله قوانین تصویب شده و یا در دست تصویب مجلس برشمرد و افزود: مجلس هشتم همزمان با توجه جدی به مسائل اقتصادی و معیشتی به مسائلی همچون خشکسالی، کنکور، و مشکلات واحدهای صنعتی، کشاورزان و دامپروران توجه داشته است.
رئیس مجلس شورای اسلامی، رصد دقیق حوادث و مسائل بین المللی و منطقه ای را یکی از ویژگی های مجلس هشتم برشمرد و گفت: برگزاری کنفرانس فلسطین و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های قدرتهای زورگو از جمله در مسائل هسته ای و عراق و همچنین مسائل اخیر کشور بخشی از عملکرد مجلس در حوزه مسائل بین المللی و منطقه ای است.
لاریجانی با تاکید بر اینکه مجلس در عین اعتقاد به همگرایی با سایر قوا،در نظارت بر رعایت قانون جدی است، افزود: دیوان محاسبات در روش نوین خود، نظارت همزمان با سایر دستگاهها را پیگیری می کند تا زمینه پیشگیری از تخلف بوجود آید.
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به مسائل اخیر کشور بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرد: مجلس معتقد است حل مسائل اخیر فقط از طریق قانون امکان پذیر است و نمایندگان مانع از رفتار غیرقانونی خواهند بود.
آقای لاریجانی با تاکید بر اینکه هیچکس نباید به خود حق دهد که از قانون فراتر رود خاطرنشان کرد: مسائل اخیر انتخابات فقط با نظر شورای نگهبان پایان می پذیرد و آقایان اطراف این مناقشه باید درک کنند که قانون صرفا برای روزهای راحتی نیست بلکه قانونگرایی برای همه زمانهاست.
منبع: فارس نیوز

به رغم شیطنت های برخی از بدخواهان و عوامل مشکوک داخلی و خارجی و پیش بینی های بسیاری از تحلیلگران، انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با آرامش کامل و در عین حال باشکوه و عظمتی وصف ناپذیر و با نتایجی نه چندان دور از انتظار، در حالی به پایان رسید که بیگانگان از این استقبال پرشور، به شگفتی یاد کرده و برخی از آنان تمام تلاش خود را بکار بردند تا با اتکاء به اقدامات مذبوحانه عده ای جاهل و خائن خود فروخته برای ایجاد اغتشاش و تشنج آفرینی جدید، شیرینی این پیروزی بزرگ را به کام ملت مسلمان و غیرتمند ایران تلخ کنند.
اگرچه دوست و دشمن از این رویداد تاریخی اظهار شگفتی نمودند، اما این حضور برای مردم ما فقط انجام وظیفه وتکرار تاریخ بشمار می رفت، چرا که مردم مسلمان و متعهد ایران اسلامی بارها ثابت کرده اند که همواره پشتیبان و حامی انقلاب و نظام اسلامی بوده و هرگاه از سوی دشمن احساس خطر کنند، آماده اند تا به دور از هرگونه شائبه سیاسی، فکری، فرهنگی و مذهبی و یا نگرش های قومی و طایفه ای ، بطور یکپارچه در کنار یکدیگر قرار گرفته و باتمام توان از اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع نمایند. از همین روست که حضور امت حزب الله در صحنه های مختلف انقلاب، از جمله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را می توان به یکی از ماندگارترین حماسه های مردمی و سرشار از پیام هایی دانست که بعنوان یک نیروی بازدارنده فوق العاده قوی، به راحتی توانسته است برتری قدرت نرم انقلاب اسلامی در مصاف با انواع توطئه های دشمنان را به تصویر کشیده و شکست ناپذیری آن را بار دیگر اثبات کنند.

برخی از این پیام ها عبارتند از:
1 - برخلاف تبلیغ دشمنان، مقبولیت نظام و ولایت پذیری و دین باوری مردم و همچنین نقش رهبری در اداره حکومت و روشنگری جامعه و جلوگیری از انحرافات و همچنین برخورد منطقی و در عین حال قاطعانه با جریانات تشنج آفرین و تفرقه انگیز را می توان نشانه ظرفیتهای برتر نظام اسلامی در مدیریت امور جامعه با اتکاء به مردم، معرفی نمود.
2 - این انتخابات با ترجمان مجدد و ارائه مفهومی روشن از کارآمدی نظام مردم سالاری دینی، ثابت کرد که بر خلاف بسیاری از کشورهای جهان، مردم ایران به معنای واقعی کلمه در اداره امور کشور خود مشارکت دارند.
3 - تاکید مردم بر ادای تکلیف و وظیفه و آگاهی آنان از نقش و اثر این مشارکت نیز، بیانگر بیداری و هوشیاری بیش از پیش مردم ایران در برخورد با مسائل داخلی و اوضاع بین المللی محسوب می شود.
4 - هوشیاری و عدم تأثیرپذیری افکار عمومی مردم از بازی های سیاسی و القائات کاذبی که از داخل و خارج، ذهن و فکر آنان را نشانه رفته و تمام تلاش خود را برای ایجاد جو یاس و نا امیدی بکار گرفته بودند، از دیگر پیام های انتخابات دهم به شمار می رود.
5 - پایبندی و اصرار جامعه بر احیاء، حفظ و ترویج ارزش های اسلامی، انقلابی و فرهنگی و نیز تاکید آنها بر ضرورت پایبندی آحاد جامعه و مسئولین نظام به اصول و ارزشهای انقلاب و زنده نگه داشتن گفتمان و راه و منش حضرت امام(ره)، پیام دیگری است که در جریان انتخابات دهم به خوبی بیان شد.
6 - در جریان این انتخابات مردم ثابت کردند، که اقتدار، سربلندی و عزت ایران و اسلام در راس امور قرار داشته و برای مسلمان ایرانی، این نکته بیش از هر چیز دیگری حائز اهمیت و اولویت است.
7 - در این انتخاب مردم با اتکاء به رهنمودهای رهبر و مقتدای خود، ساده زیستی و پرهیز از اشرافیگری، خدمت صادقانه، سخت کوشی، مردمی بودن، شجاعت و ایستادگی در برابر زیاده خواهی استکبار و عدم غربزدگی و پرهیز از خود باختگی و موضع ضعف و انفعال در برابر دشمن را مهمترین شاخصه های مسئول خدمتگذار معرفی و ترجیح حاکمیت گفتمان عدالت محوری، و عزم و اراده ملی برای مقابله با فساد اداری، رانت خواری وتبعیض را مورد تاکید مجدد قرار دادند.
8 - مردم در این انتخابات با لمس و درک آثار کوتاه مدت و بلند مدت سازندگی، به درست بودن راه پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور در امور مختلف علمی، اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی صحه گذاشته و ثابت کردند که تشنه عدالت، صداقت و نیازمند خدمت هستند و هرکس را که در این راه گام بردارد تا آخرین لحظه و در سخت ترین شرایط حمایت خواهند کرد.
9 - در این انتخابات مردم نشان دادند که از سیاست بازی ، گروه گرایی و فعالیت های حزبی نامعقول و همچنین پرداختن به مسائل حاشیه ای و شعارگرایی های پوچ و بیهوده باندها و جریانات سیاسی بیزارند و به هیچ وجه حاضر نیستند بار دیگر کشور را اسیر بحرانها و تشنج های سیاسی و منافع حزبی و خواسته های شخصی عده ای معلوم الحال نمایند.
10 - استفاده از شیوه های نوین اطلاع رسانی و باصطلاح دموکراتیک و تأثیر آن در جلب مشارکت عمومی برای حضور در عرصه انتخابات نیز از دیگر دستاوردهایی به شمار می رود که بار دیگر حقانیت و در عین حال صداقت و مردمی بودن نظام اسلامی را به اثبات رساند.
11- صرفنظر از اقدامات مذبوحانه برخی از عوامل خود فروخته پس از اعلام نتایج، استفاده هواداران از روش هایی کاملا منطقی و معقول و عاری از برخوردهای غیر اخلاقی در حمایت از کاندیدای مورد نظر، حاکی از شور و شعور بالا و قدرت درک مردم در برخورد با مسائل سیاسی در مقایسه با نظامهای غربی و شرقی بوده و تصویری فوق دمکراسی را از مردم ایران بعنوان الگویی مترقی و از نظام اسلامی بعنوان حکومتی مردم سالار، به نمایش گذاشت.
12 - بدیهی است در این میان، تضارب آراء و بیان مستقیم دیدگاه های کاندیداها از رسانه ملی و مطبوعات، نه تنها در شناخت مردم نسبت به نامزدهای انتخاباتی کمک شایانی نموده و نقش رسانه ها در این مهم را بخوبی آشکار ساخت، بلکه قطعا این رویکرد در انتقال تجارب و احتمالا بیان نیازها و نکته های مغفول و بعضا مشکلات پنهان پیش روی دولت به مسئولین دستگاههای اجرایی نیز، نقش مؤثری داشته است.
در نهایت اینکه، نتایج این انتخابات یکبار دیگر نشان داد که این انقلاب همچنان از عنایت الهی و توجهات خاصه حضرت ولی عصر(عج) و حمایت قاطع مردم برخوردار و در سایه این توجهات هرگز آسیب نخواهد دید و در عین حال بدیهی است که شرایط جدید مسئولیت دولت دهم را در راستای تحقق انتظارات بحق مردم این سرزمین، بیش از پیش سنگین کرده است.
نویسنده:احمدرضا هدایتی

منبع: راسخون

انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی مردمی است. مردم نه تنها در انتخابات مشارکت کرده و حماسه می‌آفریند، و سرنوشت خود را تعیین می کنند. بلکه با مشارکت در امور اجرا و نظارت نیز آراء خود را صیانت می‌نمایند. در این نوشتار با استناد به قانون انتخابات و تجارب گذشته دلایل عدم امکان تقلب در انتخابات بیان خواهد شد.
1ـ نظام مقدس جمهوری اسلامی، 29 انتخابات بر گزار کرده که، مجری آن وزارت کشور بوده است، در دوم خرداد علی‌رغم اینکه عوامل وزارت کشور در از جریانی راست بودند و نامزد جناح مقابل رأی آورده(آقای خاتمی) ـ در انتخابات ‌سوم تیر84 نیز رغم اینکه عوامل وزارت کشور از جریان دوم‌ خرداد بودند. آقای احمدی نژاد اصول‌گرا رأی آورد. این نتیجه در انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره‌های مختلف و شوراها نیز تکرار شد. بی شک در انتخابات دهمین دوره نیز، فردی پیروز شد که مردم انتخاب کردند.

2ـ در قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، ساز وکار اجرا و نظارت طوری طراحی شده است که مردم عادی (معمولا معلمان یا کارمندان) نقش اصلی اجرایی را بر عهده دارند. به عنوان مثال در ماده 38 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری آمده است، «بلا فاصله پس از صدور دستور شروع انتخابات ظرف سه روز هیأت اجرایی انتخابات شهرستان به ریاست‌ فرماندار، عضویت رئیس ثبت احوال و دادستان یا نماینده وی و هشت نفر از معتمدین که توسط افراد معتمدین انتخابات خواهند شد. تشکیل می‌گردد.
هیأت اجرایی، بر اساس ماده 47، پنج نفر از معتمدین محل را به عنوان اعضای شعب ثبت‌نام و اخذرأی انتخاب می‌نماید. این هیأت کار اخذ رأی و شمارش آراء بر اساس شرح وظایف قانون انجام می دهند. همانطور که روشن است از شروع تا پایان معتمدین مردم انتخاباب را برگزار می‌کنند.
3ـ در خصوص نظارت، شورای نگهبان برای نظارت بر انتخابات، از بین نیروی متدین و معتمدین محل افرادی را به عنوان هیأت نظارت و ناظرین شعب اخذ رأی تعیین می‌کند، که بر کار مجریان با سازو کار قانونی نظارت دقیق ‌می‌کنند. به عنوان مثال در ماده 4 قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 64 آمده است، «هیأت مرکزی نظارت، بر کلیه مراحل انتخابات وجریانهای انتخاباتی واقدامات وزارت‌کشور و هیأتهای اجرایی که در انتخابات مؤثر است و آنچه مربوط به صحت انتخابات می‌شود نظارت خواهد کرد».

4ـ بر اساس ماده واحده مصوب 72.5.30 قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری «در شعب اخذ رأی، هر یک از نامزدهای ریاست‌جمهوری به تنهایی و یا چند نامزد مشترکاً می‌تواند در هر یک از شعب اخذ رأی، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر رایانه ای آراء وهیأتهای اجرایی شهرستانها در بخش‌ها یک نفر نماینده داشته باشد. حضور نمایندگان هر یک از نامزدها در شعب اخذ رأی تا پایان اخذ رأی و شمارش و تنظیم صورتجلسات بلا مانع است. ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها ممنوع و جرم محسوب میگردد».
برای آقای موسوی در تهران 3800 نفر و در سطح کشور 50.000 نفر به عنوان ناظر معرفی و کارت دریافت کرده‌ بودند، تا آخرین لحظه تنظیم صورتجلسه صندوق‌ها در شعب حضور داشته‌اند. نه تنها هیچکدام از نمایندگان آقای موسوی در حین رای گیری و بعد از شمارش آراء به فرایند کار اعتراضی نکردند، بلکه باحضور در هنگام تنظیم صورتجلسه و مصاحبه‌های مختلف فرایند کار را تایید کردند. بعلاوه خود مردم بعنوان ناظر واقعی فرایند رای‌گیری را دقیق نظارت می‌کردند و رای خود را به صندوق می‌ریختند.
5- در تبصره 1 ماده 80 آمده است " کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند، می‌توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رای شکایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا تسلیم کنند".
طبیعی است بر اساس مفاد قانون شکایات باید مستند و مشخص باشد که مربوط به چه حوزه‌ای انتخابی یا کدام شعب اخذ است ونوع تخلف چیست؟ طرح مباحث کلی که آقای موسوی در نامه خود به شورای نگهبان آورده، نمی‌تواند مصداق شکایت مذکور در قانون باشد..
6- بررسی فرم 22 و نحوه تکمیل آن
فرم 22 صورتجلسه نتیجه اخذ رای و قرائت و شمارش آرای شعبه اخذ رای است، در این فرم دقیقاً جزئیات شمارش آراء ثبت می‌شود:
1) تعرفه‌های مصرف شده به دقت شمارش شده و در جدولی به شرح زیر تنظیم شود.
1/1- تعداد تعرفه برگ‌های رای تحویل شده به شعبه
2/1- تعداد تعرفه‌های مصرف شده
3/1- تعداد برگ‌های رای داخل صندوق
4/1- تعداد برگ‌های زاید به تعداد تعرفه‌های مصرف شده
2) آرای باطله در جداول شماره 4 الی 9 ثبت می‌شود.
3) سپس برگ‌های رای صحیح حاوی اسامی نامزدها در جدول 10 ثبت می‌شود.
4) نهایتاً نتایج بر اساس تعرفه‌ها وشماره سریال آنها چندین بار شمارش وکنترل میشود ودر 5 نسخه صورتجلسه تنظیم خواهد شد. هیأت اجرایی‌، هیأت نظارت، نمایندگان ناظرین به طور زنده و فعال بر شمارش صندوق نظارت واقعی دارند، در عین حال پس از شمارش، تنظیم صورتجلسه و صندوق مهر وموم شده و جمع‌بندی نتایج انجام می‌گردد.
کسانیکه این روند محکم ومنطقی را نفی می‌کنند.یا ازفرایند انتخابات بی‌اطلاع هستند و یا انگیزه سیاسی و انتخاباتی دارند.
قانونگذار راه‌کارهای مختلفی پیش‌بینی کرده است که سلامت انتخابات را تضمین خواهد کرد.
آقای موسوی یا هر کاندیداهای دیگر به جای تحریک افکار عمومی و ایجاد بستر اغتشاش بهتر است از مسیر قانونی شکایت خود را دنبال کنند و بی جهت هزینه برای نظام و خودشان ایجاد نکنند.
امروز از رفتار آشوب‌گران و ناآرامی در کشور بیش از همه دشمنان نظام و ملت ایران خوشحال هستند، امیدواریم آقای موسوی و کسانیکه دل به این نظام دارند، به این مهم توجه کنند. افراد دلسوز نظام باید صف خود را از آشوبگران و کانون فتنه جدا کنند، با روشی منطقی و قانونی اعتراضات خود را پیگیری کنند.

تهیه کننده : دکتر لطف‌الله فروزنده

منبع: سایت راسخون

متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه

خطبه‏ى اول‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

و الحمدللَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى العالمین و السّلام على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

قال الحکیم فى کتابه: «هو الّذى انزل السّکینة فى قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه علیما حکیما»(1)

همه‏ى برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معناى حقیقى تقوا همین است - یقیناً برکات الهى، رحمت الهى، کمک الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‏ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معناى شگفت‏انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند.

این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقه‏ى کبرا فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذى قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیه‏اى که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه‏ى الهى را یادآورى میکند. سکینه یعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون  روحى و اجتماعى. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجراى حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروى مجهزى آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند - حدیبیه نزدیک مکه است - نیروهاى دشمن متکى به عقبه‏ى مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش براى بسیارى از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهى - که بعد براى همه آشکار شد - در مقابل کفارى که آمده بودند در مقابل او، در مواردى کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائى را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.

در یک چنین مواردى که این اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنینِ به اسلام پیش مى‏آید، اینجا باید منتظر سکینه‏ى الهى بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذى انزل السّکینة فى قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر این آرامشى که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجه‏ى این سکینه‏ى الهى و آرامش روحى این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که براى یک مجموعه‏ى مسلمان، مجموعه‏ى مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمک‏کار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه به‏آسانى طى میشود، به هدف نزدیک میشود.

همیشه دشمنان اسلام خواسته‏اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادى پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهاى عظیم جهادى پیامبران قبل از نبى مکرم، مؤمنینى که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پیدا کردند. این آرامش روحى حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانى که از آرامش روحى برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه‏هاى رحمت الهى است.

امروز جامعه‏ى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب».(2) یاد خداست که دلها را در ماجراهاى طوفانى دنیا و زندگى حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب - همانطور که گفتیم - نزدیک است. دعاهاى ماه رجب یک دریائى از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیرى هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را - این دعاهاى مأثور از ائمه (علیهم‏السّلام) - روشن میکند، حقایقى را، معارفى را به ما مى‏آموزد که در زندگى به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهى را خیلى باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه‏ى شما مصداق ذکر الهى است. «فاسعوا الى ذکر اللَّه».(3) در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتى در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. این چیزى که مورد نیاز یکایک ماست، همین است.

من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز - که سى سال میگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى که بعضى از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریاى طوفانى‏اى بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند - همین طور که مى‏بینیم در بعضى از کشورهاى همسایه‏ى‏مان - براى این کشور پیش آمد، اما این کشتى استوار که متکى به ایمانهاى شما، به اراده‏ى شما، به دل نورانى شما به ذکر خدا متکى بود، در این طوفانهاى گوناگون اندک‏اضطرابى پیدا نکرد. این نشانه‏ى رحمت الهى است؛ این نشانه‏ى تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است.

مشمول تفضلات الهى شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى یک مسئله‏ى دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتى دست کمک پروردگار را که مى‏بینیم، بگوئیم: «ما که مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزیز در سراسر کشور و هر جا که هستید عرض میکنم: جوانها! این دلهاى پاک را، این دلهاى نورانى را، این دلهاى نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب کنید؛ آنها را از ذکر خدا لبریز کنید، که خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر این ملت مستدام خواهد کرد. و شما بدانید - من امروز عرض میکنم - آنجورى که من دارم مى‏بینم این ملت را و آنجورى که مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این کشور و در دیگر کشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهى، به حول و قوه‏ى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت.

این فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانید، مبادا هیجانهاى سیاسى ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى که در یک کشور پیش مى‏آید - که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعى است - ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایه‏ى ایمانهاى پاک و صادق استوار شد و ادامه‏ى این راه هم بر همین پایه‏ى استوار قرار خواهد داشت.

با وجود این همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دین‏شناسند، به معنویت علاقه‏مندند. امروز جوانها در دنیائى که مادیگرى بر آن حاکم است، غرق در حیرت و آشفتگى‏اند؛ دورى از معنویت آنها را دچار آشگفتى کرده است؛ نمیدانند چه بکنند؛ متفکرانشان هم مانده‏اند؛ و بعضى از آنها فهمیده‏اند که راه اصلاح کارهایشان مراجعه به معنویت است. ولى چه جور میتوانند معنویت از دست‏رفته را، معنویتى را که دو قرن است در کشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون کوبیده شده است، میخواهند برگردانند؛ کار آسانى نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما در این مجراى عظیم معنویت حرکت کرد، با معنویت توانست یک انقلابِ با این عظمت را به پیروزى برساند، با معنویت توانست در این دنیاى مادى یک نظام اسلامى را که متکى به معنویت است، برافرازد، پایه‏هاى آن را محکم کند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ کند. ملت ما یک جنگ هشت ساله‏ى تحمیلى را با تکیه‏ى به همین معنویت توانست با سرافرازى و پیروزى طى کند. امروز هم جوانهاى ما اکثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن کسانى که بظاهر گرایش معنوى در سیماى آنها نیست، انسان در مواقع حساس مى‏بیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض کرده‏ام که در این شبهاى قدر، در این روزهاى اعتکاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه افرادى، چه اشخاصى که انسان گمان نمیکند، دلهایشان را متوجه خدا میکنند.

پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند میدهیم، تو را به ائمه‏ى هدى‏ (علیهم‏السّلام) و نبى مکرم سوگند میدهیم دلهاى ما را از معنویت بیش از پیش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بیت کوتاه مکن. پروردگارا ! تقوا و ایمان و سکینه‏ى الهى را بر دلهاى این ملت بزرگ نازل کن. پروردگارا ! این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه میگوئیم، آنچه میکنیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پیشگاه ولى‏ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)
  

 خطبه‏ى دوم‏


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
والحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسین و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

اوصیکم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در این خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزیزى را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگارى.

مسئله‏اى که در این خطبه مطرح میکنم، مسئله‏ى انتخابات است که فعلاً مسئله‏ى روز در کشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم کرد. یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‏اى از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسى، نامزدهاى ریاست جمهورى، فعالان و دست‏اندرکاران قضایاى انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى که آنها اداره میکنند، خواهم گفت.

درباره‏ى مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ایرادى ندارد. کار بزرگى کردید. انتخابات 22 خرداد یک نمایش عظیمى بود از احساس مسئولیت ملت ما براى سرنوشت کشور؛ نمایش عظیمى بود از روح مشارکت‏جوى مردم در اداره‏ى کشورشان؛ نمایش عظیمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقیقتاً مشابه این حرکتى که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسى‏هاى گوناگون - چه دموکراسى‏هاى ظاهرى و دروغین و چه دموکراسى‏هائى که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند - نظیرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردین 58 - هیچ نظیرى دیگر براى این انتخاباتى که در جمعه‏ى گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود 85 درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با این عظمت مى‏بیند. این نشانه‏ى توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسى، همان شعور سیاسى، همان تعهد سیاسى را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هیجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو دیگرى؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونى ما وجود دارد؛ اینها چیز کمى نیست. البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى کسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى دیگرى کس دیگرى را قبول دارند، حرف دیگرى را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعى هم هست، لیکن یک تعهد جمعى را انسان در بین همه‏ى این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعى براى حفظ کشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند.

این انتخابات، عزیزان من! براى دشمنان شما یک زلزله‏ى سیاسى بود؛ براى دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعى بود؛ یک جشن تاریخى بود. در سى سالگى انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى کنند! این یک جنبش عمومى و مردمى بود براى تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالارى دینى را به رخ همه‏ى مردم عالم کشید. همه‏ى کسانى که بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، دیدند مردمسالارى دینى یعنى چه. این یک راه سوم است. در مقابل دیکتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از یک طرف، و دموکراسى‏هاى دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر، این مردمسالارى دینى است؛ این است که دلهاى مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته درباره‏ى این انتخابات.

نکته‏ى دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابى ملى در این کشور زندگى میکنند. این جواب خیلى از حرفهائى است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادى نکنند، به انتخابات روى خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‏ى جمهورى اسلامى است، میخواهند این را از جمهورى اسلامى بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‏ى این انتخابات و این اعتمادى را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.

دشمنان ملت ایران میدانند که وقتى اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ وقتى مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهورى اسلامى بگیرند. این، ضررش بمراتب از آتش زدن بانک و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزى است که با هیچ خسارت دیگرى قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمى اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد.

این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفى را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سى سال است که نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته.

نکته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بین نامزدهاى مختلف بود؛ همه دیدند. به قدرى این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‏ها شفاف و صریح بود، که عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم کرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتى که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اینى که دشمنان سعى میکنند در رسانه‏هاى گوناگون - که غالباً هم این رسانه‏ها مال این صهیونیستهاى خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جورى نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.

این چهار نفرى که وارد عرصه‏ى این انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکى از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد. یکى از آنها نخست‏وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهورى خود بنده است. یکى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و یکى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. یکى از آنها دو دوره رئیس قوه‏ى مقننه‏ى کشور بوده است؛ رئیس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیرى‏هاى گوناگون سیاسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوى صهیونیستى و رادیوى آمریکا و رادیوى انگلیسِ خبیث و دیگران هى میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتى بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با این سوابق. همه‏شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‏شان از نزدیک من کار کردم.

البته بنده همه‏ى دیدگاه‏هاى این آقایان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به کشور مناسبتر از بعضى دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند. مردم خودشان طبق معیارهاى خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اینى که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
 آن مردمى هم که به این چهار نفر رأى دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخیص دادند این براى کشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بیشتر است، به او رأى دادند. آن کسى را که صالحتر براى خدمت به نظام میدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.

اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمى بود؛ ابتکار جالبى بود؛ خیلى صریح بود، خیلى شفاف بود، خیلى جدى بود. این مناظره‏ها تو دهن آن کسانى زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشى است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدى در مقابل هم ایستاده‏اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره‏ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عیوبى هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.

آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره‏ها و در این گفتگوها و در این گفتارهاى تلویزیونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پیچیده‏گوئى، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‏هایشان چیست، پابندى‏هایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامى بیگانه به حساب نمى‏آیند، نظام کشور اندرونى و بیرونى ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زینتى نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظره‏ها این را نشان داد. یقیناً یکى از علل افزایش ده میلیونى آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‏هاى قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‏ها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهورى اسلامى چیز مطلوبى است.

البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائى برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلى که آن روز بود و در همان حد باقى بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هى بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلى خوب است که این‏جور مناظره‏هائى در سطوح مدیریتى ادامه پیدا کند - البته با حذف آن عیوبى که بعد به آن اشاره خواهم کرد - و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلى از اوقات اگر چنانچه یک انتقادى به کسى بشود، این فرصتى است براى او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلى چیز خوبى است؛ البته با حذف آن عیوبى که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلى خوب بود؛ اما عیوبى هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردى انسان میدید که در این مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پیدا میکرد؛ جنبه‏ى تخریبى غلبه پیدا میکرد؛ سیاه‏نمائى وضع موجود به شکل افراطى در این مناظره‏ها دیده شد؛ سیاه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در این مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد که در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بى‏انصافیهائى احیاناً دیده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم که خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقیه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلویزیون و این مناظره‏ها را تماشا کردم و از آزادى بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‏آور و نگران‏کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان بکنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من میدیدم یا گاهى مى‏شنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.

این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینهاکسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‏اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى میفهمند.

آقاى هاشمى را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنى 52 سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم که ایشان براى خودش از انقلاب یک اندوخته‏اى درست کرده باشد. اینها یک حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

 من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمینه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همین جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصیتهاى خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادى کرده و در دلبستگى ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکى نیست.

مناظره‏هاى زنده‏ى تلویزیونى خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئیس جمهور هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.

در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام یک موضع روشنى است. در زمینه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام یک موضع روشنى است. با فساد باید در هر نقطه‏اى که هست، مبارزه کرد. من میخواهم این را عرض بکنم: ما مدعى نیستیم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمینوشتم و اینقدر روى آن تأکید نمیکردم. چرا، هست؛ اما میخواهم این را بگویم: نظام جمهورى اسلامى، همین امروز یکى از سالمترین نظامهاى سیاسى و اجتماعى در دنیاست. اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستى، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست. این هم که ما اشخاص را، مسئولین را بى‏جهت در زمینه‏ى فساد زیر سؤال ببریم، این هم درست نیست. فساد مالى یکى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و باید با او جداً مبارزه کرد؛ هم در قوه‏ى مجریه، هم در قوه‏ى قضائیه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با این مسئله مبارزه کنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پیدا خواهد کرد؛ کما اینکه بسیارى از کشورهاى دنیا - همین کشورهاى غربى که اینقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اینها میزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضایاى دولت انگلیس و مجلس پارلمان انگلیس را این روزها شنیدید و همه‏ى دنیا دانستند. این یک گوشه‏هائى از قضایاست؛ خیلى بیش از اینهاست.

این بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‏بندى کنم. عزیزان من! ملت ایران! 22 خرداد یک حماسه بود. این حماسه، تاریخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزى مطلق نظام را، این پیروزى حتمى را، به یک پیروزى مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّى بعضى خواستند این را به یک شکست ملى تبدیل کنند! خواستند کام شما را تلخ کنند و نگذارند بالاترین نصاب مشارکت جهانى را دنیا به نام شما ثبت کند. خواستند این کارها را بکنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمیشود آن را دستکارى کرد.

رقابتها تمام شد. همه‏ى کسانى که به این چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‏شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‏شان در درون جبهه‏ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم کرده‏اند. خط انقلاب، چهل میلیون رأى دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأى به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأى دادند.

مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جورى تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم که اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلى در این جهت وجود ندارد. این راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزیز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سیاسیون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جریانات است. من میخواهم عرض کنم به این حضرات، که امروز یک لحظه‏ى حساس تاریخى براى کشور است؛ نگاه کنید به وضع دنیا، نگاه کنید به وضع خاورمیانه، نگاه کنید به وضع اقتصادى عالم، نگاه کنید به مسائل کشورهاى همسایه‏ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاکستان. ما در نقطه‏ى حساسى از تاریخ قرار گرفته‏ایم. همه‏ى ما وظیفه داریم که در این مرحله‏ى تاریخى هوشیار باشیم، دقیق باشیم، مواظب باشیم اشتباه نکنیم.

در این قضیه‏ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظیفه‏ى خودشان عمل کردند. وظیفه‏شان این بود که بیایند پاى صندوقهاى رأى، که به بهترین وجهى این وظیفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگین‏ترى داریم. آن کسانى که به یک نحوى یک نوع مرجعیتى در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤساى احزاب و کارگردانان جریانات سیاسى، و یک عده‏اى از اینها حرف‏شنوى دارند، اینها خیلى باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلى باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمى افراطى‏گرى کنند، دامنه‏ى این افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسیار حساس و خطرناکى خواهد رسید که گاهى خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونه‏هایش را دیده‏ایم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطى به افراطى‏گرى دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهایند. من به همه‏ى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‏ى صدر داشته باشید؛ دستهاى دشمن را ببینید؛ گرگهاى گرسنه‏ى کمین‏کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسى را یواش یواش دارند از چهره‏هایشان برمیدارند و چهره‏ى حقیقى خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.

امروز - حالا عرض خواهم کرد - دیپلماتهاى برجسته‏ى چند کشور غربى که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‏ى واقعى خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اکبر».(5) دشمنى‏هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‏تر دولت انگلیس. من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خداى متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایاى امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً براى چیست؟ انتخابات براى این است که همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. باید در صندوقهاى رأى معلوم بشود که مردم چى میخواهند، چى نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى که رأى نیاوردند، اردوکشى خیابانى بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائى که رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوکشى کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمى که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اینها چه گناهى کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. براى نفوذىِ تروریست - آن کسى که میخواهد ضربه‏ى تروریستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سیاسى نیست؛ براى او چه چیزى بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمى که میخواهند راهپیمائى کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششى براى او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفرى که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادى، از بسیج، جواب اینها را کى‏ بناست بدهد؟ واکنشهائى که به اینها نشان داده خواهد شد - تو خیابان از شلوغى استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروى انتظامى را ترور کنند - که بالاخره واکنشى به وجود خواهد آورد، واکنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضى از این قضایا؛ بروند توى کوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏کن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.

من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستى نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

من از همه‏ى این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادرى بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خداى متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزى چهل میلیونى را این برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانى که دشمن میخواهد خراب کند. البته اگر کسانى بخواهند راه دیگرى را انتخاب بکنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استکبار و سران رسانه‏هاى استکبارى است. بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائى را دنبال کردم؛ در این هفته‏هاى نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگیرى رسانه‏هایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجى که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آنها هم - هم اروپائى‏ها، هم آمریکائى‏ها - حدس میزدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ 85 درصدى؛ چهل میلیونى را باور نمیکردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، اینها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگى در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ى هسته‏اى. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامى بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیله‏ى ایادى خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى این اظهارات دیده شد.

وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتى برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‏سوارى کنند. لحنشان از روز شنبه و یکشنبه عوض شد و وقتى یواش یواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى که به دعوت نامزدها مثلاً در خیابانها پیدا شدند، امیدوار شدند، یواش یواش نقابهایشان کنار رفت و حقیقت خودشان را بنا کردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا کشور اروپائى و آمریکا حرفهائى زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزى بودیم که مردم به خیابانها بریزند. از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقه‏ى به روابط کنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟

در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجى به کار افتادند و خط تخریب خیابانى شروع شد؛ خط تخریب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‏هاى دکان مردم را بشکنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت. این ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرویسهاى جاسوسى غربى و صهیونیست است. این کارى که در داخل، ناشیانه از بعضى سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است (!) یک سرمایه‏دار صهیونیست آمریکائى چند سال قبل از این، طبق ادعاى خودش که در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حکومتى را بردم، حکومتى را آوردم. احمقها خیال کردند جمهورى اسلامى، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید؟! مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.

آن چیزى که در این بین از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، این حرفهائى بود که به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگیرى به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائى صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم! شما نگران مردمید؟! شما چیزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید؟! افغانستان را کى‏ به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کى‏ زیر چکمه‏ى نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسى به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسى و مادى کرد؟ در خود آمریکا - انسان واقعاً تعجب میکند - در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهورى شوهر همین بانوئى که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جاى انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان دیویدى‏ها - به دلیلى مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنى چه؟! به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائى و آمریکائى قدرى بایستى شرم و حیا را هم براى خودشان وظیفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى که مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همین است. نشانه‏ى این است که پرچم حقوق بشر به وسیله‏ى اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است. ما احتیاج نداریم که براى حقوق بشر کسى ما را نصیحت کند. خب، این عرایض ما بود درباره‏ى انتخابات.

یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبروئى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‏ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب این کشور توئى؛ صاحب این انقلاب توئى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.
و السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏

1) فتح: 4
2) رعد: 28
3) جمعه: 9
4) عصر: 3-1
5) آل عمران: 118

دانلود فایل صوتی بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه 29/3/1388

منبع: یاسین مدیا

خبرگزاری فارس: 60 درصد بازداشت‌شدگان در آشوب‌های اخیر تهران اعلام کرده‌اند که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهور شرکت نکرده‌اند.

یک مقام انتظامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی فارس با اشاره به بررسی‌های انجام شده در شناسنامه‌های بازداشت‌شدگان آشوب‌های اخیر تهران اعلام کرد: بیش از 60 درصد افرادی که در اغتشاش‌های اخیر تهران بازداشت شده‌اند، در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکرده‌اند اما به بهانه اعتراض به تخلف و تقلب در انتخابات در تجمعات خیابانی حاضر شدند و به تخریب و آتش سوزی اموال عمومی پرداختند.
وی در پایان تصریح کرد: این افراد به صراحت اعلام کرده‌اند که علاقه‌ای به موضوعات سیاسی ندارند و صرفا از سر ماجراجویی و غارت اموال عمومی به صحنه آمده‌اند.
منبع: فارس نیوز

X