معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 566594
تعداد نوشته ها : 1353
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
سال 1346 ش. با پیروزى هاى سیاسى نهضت و شکست هاى رژیم به پایان خود نزدیک مى شد که حادثه ى مرگ مشکوک تختى قهرمان کشتى ایران روى داد. پى آمد این حادثه نیز مانند جنگ شش روزه ى اعراب و اسرائیل و تاج گذارى شاه، تشدید مبارزه و جان گرفتن دوباره ى حرکت سیاسى در دانشگاه ها بود. در این میان بازداشت بیش از سیصد دانشجو و جمعى از استادان بحران تازه اى به وجود آورد که به اعتصاب و تعطیلى دانشگاه هایى چون دانشگاه تهران، دانشگاه پلى تکنیک، دانشکده ى بازرگانى و دانشگاه هاى اصفهان، تبریز و شیراز انجامید.

رژیم براى سرپوش گذاشتن بر سیاست سرکوب دانشگاه ها، به سیاست فریب کارانه ى جدیدى روى آورد و با برگزارى کنفرانس جهانى حقوق بشر که روز دوم اردیبهشت 1347، در تهران گشایش یافت، مهمانان خارجى را بر آن داشت در حالى که شکنجه و خشونت بر کشور سایه افکنده بود، از فعالیت هاى بشر دوستانه ى اشرف پهلوى ـ ریاست کنفرانس ـ قدردانى کنند.

خروش زندانیان مبارز از عمق سیاه چال ها و ارسال پیام هاى افشاگرانه در مورد قانون شکنى، زیر پا گذاشتن حقوق بشر، وجود شرایط غیرانسانى در زندان ها، مراعات نشدن حقوق سیاسى و قضایى زندانیان، رواج شکنجه، اعدام و سرکوب در ایران و گسترش جنایات رژیم، بار دیگر تلاش شاه را بى ثمر گذاشت. عکس العمل رژیم به این افشاگرى ها چیزى جز جنایت افزون تر و شدت بخشیدن به محاکمه هاى بى رویه و فرمایشى، تبعیدهاى غیرقانونى و کارهاى سرکوب گرانه نبود.

در 30 مرداد 1348، مسجدالاقصى اوّلین قبله ى مسلمانان و یکى از مقدس ترین معابد مورد احترام ادیان آسمانى، به دست صهیونیست به آتش کشیده شد. این جنایت که با بازتاب تندى در جهان اسلام روبه رو شد، آتش خشم مبارزان نهضت اسلامى ایران را برافروخته تر و رژیم ایران را که یاور اسرائیل بود، با بحران جدیدى روبه رو کرد.

تلاش روزنامه هاى ایران که دست ساواک آنان را از پشت سر هدایت مى کرد، به منظور فرونشاندن خشم ملت بى نتیجه ماند، و شاه ناگزیر شد با پیش گرفتن سیاست مزوّرانه اى، طى بیانیه اى از این حادثه اظهار داغ دارى و براى جبران خسارت اعلام آمادگى کند و به سهم خود هزینه ى بازسازى مسجدالاقصى را نیز بر دوش بگیرد!

 حقیقت این است که شاه در این اظهار تأسف، حتى به اندازه ى بیانیه ى رسمى وزارت امور خارجه امریکا جسارت به خرج نداد.

شاه در نخستین کنفرانس اسلامى که به پیشنهاد ملک فیصل و رؤساى کشورهاى اسلامى براى خنثى کردن حرکت هاى انقلابى در جهان اسلام در رباط تشکیل شد، شرکت کرد و در سخنرانى هفت دقیقه اى خود که اولین سخنرانى کنفرانس نیز بود، نامى از مسجدالاقصى نبرد و به موضوع آتش سوزى آن نیز اشاره اى نکرد.

امام طى بیانیه اى در آبان 1348، آتش زدن مسجدالاقصى و موضع سازمان کنفرانس اسلامى را محکوم و گردانندگان سیاست هاى آن روز سازمان را به تلاش براى لوث کردن جنایت صهیونیست ها در آتش زدن مسجدالاقصى متهم کرد. امام در این بیانیه که از رادیو بغداد قرائت شد، افزود.

تا زمانى که فلسطین آزاد نشده است، مسلمانان نباید مسجدالاقصى را تجدید بنا کنند و علایم این جنایت باید همواره به عنوان مایه ى حرکتى براى آزادى فلسطین حفظ شود.

شجاعت امام، مردم ایران را به آینده ى بدون شاه امیدوار مى کرد و به آن ها جسارت اعتراض مى بخشید. از این رو، کلیه ى کارهاى رژیم براى مردم اعتراض آمیز و چون خود رژیم، نفرت انگیز بود و آنان از هر حادثه اى که قابل بهره بردارى بود و رژیم را به طور غیرمستقیم زیر سؤال مى برد، براى اعتراض استفاده مى کردند. این گونه اعتراض هاى جمعى گاه به گونه ى موسمى پس از یک موج سیاسى که با دردسرهایى براى رژیم همراه بود، به خاموشى مى گرایید. گاهى هم به یک بحران سیاسى ـ اجتماعى تبدیل مى شد و جنبه ى همگانى مى یافت و مشکلات فراوانى براى رژیم بهوجود مى آورد.

نمونه ى موج هاى اعتراض آمیز از نوع اوّل را مى توان در جریان اعتراض دانشجویان دانشگاه شیراز به اشاعه ى فساد در محیط دانشگاه مشاهده کرد. دانشجویان در اعلامیه اى با زیر سؤال بردن برنامه ى مبتذل انتخاب دختر شایسته که محیط هاى دانشجویى را آلوده و دانشگاه را ـ که باید محیط پاک و مرکز روشن فکرى و آینده سازى باشد ـ به فساد، فحشا و ترویج آزادى جنسى مى کشاند، حکومت دست نشانده ى شاه و سازمان امنیت را متهم کردند که مى خواهند مظاهر انسانى و اخلاقى را در محیط دانشگاه ها نابود سازند. آنان در پایان اعلامیه ى خود نوشتند:

شاه دست نشانده و سایر عمال امپریالیزم و صهیونیزم باید بدانند که روحانیون و دانشجویان و توده ى روشنفکر ما هرگز رسالت خود را فراموش نکرده و سرنوشت ملت ستمدیده ى ایران را به دست رجالگان و غلامان حلقه به گوش استعمار نخواهند داد.

مشابه همین حرکت سیاسى توسط دانشجویان مبارز در دانشگاه تهران، با بهره گیرى از بازبودن بوفه ى دانشگاه ها در ماه رمضان سال 1348 ش. به وجود آمد و تا تهدید رئیس دانشگاه تهران پیش رفت.

نمونه ى بحران هاى سیاسى از نوع دوم را نیز مى توان در جریان تظاهرات علیه افزایش نرخ اتوبوس در بهمن 1348 مشاهده کرد که به نوعى اعتصاب ـ سوارنشدن اتوبوس ها ـ انجامید. در این تظاهرات با شکوه، شایع شد که جوان دانشجو یا دانش آموزى به عنوان اعتراض خود را آتش زده است

این تظاهرات و اعتصاب ها که مى رفت به یک قیام سراسرى در تهران کشیده شود، با خبرى که روز پنجم اسفند از رادیو، مبنى بر برگشت نرخ کرایه ى اتوبوس به وضع سابق اعلام شد، به پیروزى مقطعى و نسبى رسید و ساواک به خاطر این شکست مفتضحانه مورد انتقاد شاه قرار گرفت

از اواخر سال 1348 ش. رهبر انقلاب توجه بیش ترى به بسیج جوانان و طبقه ى تحصیل کرده نشان داد و طى نامه ها و پیام هایى آنان را به ادامه ى مبارزه و ثمر رساندن نهضت اسلامى فراخواند.

امام در یکى از نامه ها نوشت:

اینجانب روزهاى آخر عمر را مى گذرانم... امید است طبقه ى جوان که به سردى ها و سستى هاى ایام پیرى نرسیده اند، با هر وسیله اى که بتوانند ملت ها را بیدار کنند. با شعر، نشر، خطابه، کتاب و آنچه موجب آگاهى جامعه است، حتى در اجتماعات خصوصى از این وظیفه غفلت نکنند. باشد که مردى یا مردانى بلندهمت و غیرتمند پیدا شوند و به اوضاع نکبت بار خاتمه دهند

رهبر نهضت اسلامى در نامه اى دیگر، خطاب به اتحادیه ى انجمن هاى اسلامى دانشجویان در اروپا چنین نوشت:

اینجانب اکنون روزهاى آخر عمر را مى گذرانم و امیدوارم که خداوند تعالى به شما طبقه ى تحصیل کرده توفیق دهد که در راه مقاصد اسلامى که یکى از آن، قطع ایادى ظلمه و برانداختن ریشه ى استبداد و استعمار است، کوشش کنید

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران (علل, مسائل ونظام سیاسی(

در اوایل قرن حاضر، قسمت عمده جمعیّت ایران را روستاییانى تشکیل مى دادند که اکثریّت آن ها زندگى عشایرى داشتند. عشایر در حدود 25% جمعیّت کل کشور را تشکیل مى دادند. در سال 1290 هجرى شمسى یعنى در اوایل نهضت مشروطه، جمعیّت کلّ کشور حدود ده میلیون نفر بود که 20% از این جمعیّت در شهرهایى زندگى مى کردند که بیش از پنج هزار نفر جمعیت داشتند. تهران دویست هزار نفر از این جمعیّت، یعنى 2% از کل جمعیّت ایران را در خود جاى داده بود، طولى نکشید جمعیّت آن از یک میلیون گذشت و قبل از انقلاب به مرز پنج میلیون رسید. این افزایش سریع جمعیّت شهرها عمدتاً ناشى از سیاست هاى غلط و استعمارى رژیم پهلوى بود که موجبات نابودى روستاها و مهاجرت روستاییان را به شهرهاى بزرگى مثل تهران فراهم کرد. به طورى که در سال 1357 جمعیّت شهرنشین ایران به بیست میلیون رسید و از جمعیّت روستاها فزونى یافت.

وضع زندگى روستاییان در مقایسه با شهرنشینان بسیار نامطلوب بود و تضاد چشم گیرى میان آن ها وجود داشت. روستاییان ایران در دهکده هایى زندگى مى کردند که خانه هاى آن ها از خشت و گل درست شده بود. سرشمارى سال 1355 نشان مى دهد که حدود 65 هزار روستا در ایران وجود داشت که از این تعداد فقط 18 هزار روستا بیش از 250 نفر سکنه داشتند و از این حیث روستاهاى ایران پراکنده ترین حوزه جمعیّتى در دنیا بودند. عقب افتادگى، محرومیّت و پراکندگى روستاییان ایران به صورت اجتماعات کوچک، محیط زندگى سخت و طاقت فرسایى بهوجود آورده بود. بالا بودن درصد بى سوادى و مرگومیر در میان روستاییان، نتیجه طبیعى این وضعیّت بود. در سال 1353 تنها 39% از بچّه هاى روستایى که به سن مدرسه رسیده بودند، امکان استفاده از آموزش دولتى را داشتند. درحالى که این آمار براى کودکان شهرنشین به 90% مى رسید. از طرف دیگر روستاییان طى سال هاى متمادى، مستمراً تحت فشار و استثمار اربابان و حکومت هاى مستبد بودند و از دیرباز در اثر اعمال زور و فشار مأمورین دولتى چیزى جز بى اعتمادى و نفرت توأم با ترس نسبت به دولت و مأموران آن ها احساس نمى کردند، مأمورانى که تنها براى اخذ رشوه و استثمار آن ها و نه به منظور تأمین امنیّت و کمک، به روستاها مراجعه مى کردند.

ایران تا اوایل دهه 1340 از نظر تهیّه مواد غذایى تقریباً خودکفا بود و مى توانست حتّى کمبود ارز خارجى خود را هم با صدور پنبه، میوه و خشکبار تأمین نماید.

ولى دیرى نپائید که به دنبال اجراى اصلاحات ارضى شاه که طرح آن توسط دولت امریکا در زمان کندى ریخته شده بود، در تأمین مواد غذایى خود وابسته به خارج شد، درحالى که بعد از جنگ جهانى دوم در سال 1947 یک گروه از مشاوران امریکایى به نام موریسون نادسن، که مطالعاتى روى امکانات بالقوه ایران براى توسعه و پیشرفت انجام داده بود، پیشنهاد کرد که این کشور باید فعالیت هاى عمده خود را روى بهبود وضع کشاورزى متمرکز نماید ولى شاه در سال 1341 در اجراى سیاست استعمارى و امپریالیستى دولت امریکا، کشاورزى ایران را نابود کرد و بر ویرانه هاى آن صنایع وابسته مونتاژ را بهوجود آورد.

در سال 1325 (در زمانى که در آمد نفتى ایران از نفت سریعاً افزایش یافته بود) میزان سرمایه گذارى در بخش کشاورزى تنها 8% از در آمد ملّى را به خود اختصاص مى داد.

به دنبال اصلاحات ارضى شاه و نابودى کشاورزى و توسعه شهرنشینى، روستاییان که به امید پیدا کردن شغل مناسب به شهرها هجوم آورده بودند، طبقه کارگران روزمزد شهرى را بهوجود آوردند. اینان که اغلب به صورت مجرّد به شهرها مهاجرت کرده و خانواده خود را در روستا باقى گذارده بودند، با فرهنگ غرب زده شهرى که با آن بیگانه بودند، مواجه مى شدند و مجبور بودند براى کسب درآمد در ساختمان ها و در مجاورت کاخ ها و ویلاهاى مجلل که با هزینه گزاف ساخته مى شد به کار مشغول شوند. درآمد آن ها اگر چه تصور مى شد، نسبتاً مناسب است اما اغلب به خاطر تورم سرسام آور، مغلوب هزینه ها مى شد.

از اوایل سال 1355 با تقلیل درآمد نفت، اجراى کارهاى ساختمانى کاهش یافت و در نتیجه کارگران ساختمانى به خیل بیکاران پیوستند، زیرا با وضع بد و مأیوس کننده کشاورزى در روستاها بازگشت آن ها نیز غیر ممکن بود. با توجّه به زیربناى مذهبى اکثر این کارگرها، در بدو حرکت سیاسى ـ انقلابى در شهرها، قشر مزبور که غالباً جوان بودند، در زمره هسته اصلى مبارزات مردمى قرار گرفتند و خود نیز ارتباط و هماهنگى مبارزاتى را میان شهرها و روستاها برقرار ساختند.

عوامل متعدد نارضایتى اجتماعى، زمینه را براى انقلاب فراهم کرده بود. بى توجّهى به ارزش هاى مسلّط مذهبى و بى تفاوتى در قبال خواسته هاى رهبران مذهبى، بى بندوبارى زیاده از حد، رواج فساد و فحشا، عدم مراعات عفت عمومى و اشغال پست هاى کلیدى و حساس دولتى توسط بهایى ها و صهیونیست ها و کنترل اقتصاد جامعه توسط ثابت پاسال هاى بهایى و القانیان هاى صهیونیست، تغییر مبدأ تاریخ اسلامى و بازگشت به ارزش ها و سنّت هاى باستانى، زمینه لازم را براى قیام عمومى در جامعه ایران فراهم کردند. بر این عوامل باید حضور خیل عظیم خارجیان، به خصوص امریکایى ها، نارسایى خدمات اجتماعى، بى کارى روزافزون طبقات و اقشار متوسط و پایین و وسیع تر شدن شکاف میان طبقه مرفّه و طبقات دیگر اجتماع را افزود. علاوه بر همه این ها منزوى شدن روزافزون مردم از نظام سیاسى و هم چنین ناتوانى قدرت سیاسى از تأمین حداقل خواسته ها و نیازهاى اجتماعى کمتر کسى را امیدوار مى ساخت که وضع موجود را بتوان حفظ کرد.

البته نباید فراموش کرد که على رغم وجود شکاف وسیع و روزافزون میان مردم ایران و قدرت سیاسى حاکم، رژیم شاه از نظر توانایى هاى اقتصادى، نظامى و بین المللى در شرایط مطلوبى به سر مى برد. زیرا با افزایش قیمت نفت در اوایل دهه هفتاد درآمد دولت به چندین برابر افزایش یافته بود به طورى که رژیم در دوران قبل از پیروزى انقلاب به عنوان یک وام دهنده سخاوتمند در میان کشورهاى غربى و جهان سوم معروف شده بود. اجراى دکترین نیکسون و انتخاب شاه به عنوان ژاندارم منطقه موقعیّتى استثنایى براى تقویت سریع و هر چه بیشتر نیروهاى مسلّح که ابزار اصلى سرکوب و اقتدار رژیم به حساب مى آمد، فراهم کرده بود. و بالأخره در جو تفاهم بین المللى موجود میان قدرت هاى بزرگ دنیا، دولت شاه از حمایت مادى و معنوى همه قدرت هاى صاحب نفوذ دنیا (اعم از شرق و غرب) برخوردار بود. طبیعتاً مبارزه و برخورد با چنین نظامى که در اوج قدرت به سر مى برد و فراهم کردن زمینه سقوط آن به اعمال قدرتى برتر نیاز دارد که باید آن را در ارکان سه گانه انقلاب جستوجو کرد.

با این تفاسیر چرا ضرورت تغییر وضع موجود، منجر به انقلاب شد و على رغم تلاش هایى که به عمل آمد انواع دیگر تحوّلات سیاسى ـ اجتماعى مانند رفرم و کودتا مشکل جامعه ایران را حلّ نکرد و موجبات تحقّق انقلابى عظیم و تاریخ ساز نشد؟ پاسخ به این سؤال محتاج بحثى است که در فصل بعد به آن خواهیم پرداخت.

منبع: کتاب انقلاب اسلامى زمینه ها و پیامدها

نویسنده کتاب: محمد حسین جمشیدی

با توجه به این نکته که درباره کتابها و پایان‌‌‌‏نامه‌‌‌‏هایی که در مورد انقلاب اسلامی و امام خمینی آثار کتابشناسی مختلفی تدوین شده است، در خصوص مقالاتی که با موضوعیت امام خمینی و انقلاب اسلامی تدوین شده‌‌‌‏اند، جای چنین پژوهشی بطور مدون خالی است

در صورتی که بخش عظیمی از منابع و ادبیات مربوط به امام و انقلاب در قالب «مقاله» به رشته تحریر درآمده است و بخش مهمی از این مقالات در نشریات گوناگون و پراکنده درج شده است

به علاوه، مقالات عمدتاً مطالب را به اختصار و دقت نظری پژوهشی بیشتر نسبت به کتابها مورد توجه قرار داده و غالباً در بررسی آنها پیش از چاپ ارزیابی شده که بر اهمیت آنها می‌‌‌‏افزاید. بر همین با توجه به اهمیت این منابع و فقدان پژوهشی مدون، در این طرح کوشش می‌‌‌‏شود تا خلاء پژوهشی و کمبودها در قالب یک اثر جامع و کتابشناسانه مرتفع شود

اطلاعات این تتبع‌شناسی شامل عنوان موضوع، نام نگارنده مقاله، مترجم، نشریه، چکیده و فهرست موضوعی و الفبایی خواهد بود

منبع: سایت حوزه

نهضت سید جمال در مصر

سیدجمال الدین اسدآبادى در محرم سال 1278 هـ . ق. وارد قاهره شد. در آن جا عده اى از علماى اصلاح طلب و جمعى از روشن فکران آزادى خواه مجذوب اندیشه هاى سید شدند. از گروه اوّل شیخ محمد عبده، بنیان گذار نهضت اسلامى مصر، و از گروه دوم سعد زغلول، رهبر حزب وفد که بعدها حکومت مصر را در دست گرفت، شهرت یافتند بدین ترتیب بیدارى مردم مصر و مبارزه با استعمار و غرب ستیزى در این دیار پاگرفت و حتى تبعید سید نتوانست در گسترش این نهضت وقفه اى ایجاد کند; چنان که پیوستن شیخ محمد عبده به سید در اروپا و همکارى وى در نشریه ى العروة الوثقى در گسترش اندیشه هاى وى در جهان عرب بهویژه مصر اثر شایانى بر جاى گذارد.

   علاقه ى سید به بارورکردن اندیشه هایش در مصر چنان بود که انگلیسى ها ناگزیر شدند در لشکرکشى به مصر آن قدر وى را در هند نگاه دارند تا به طور کامل بر مصر مسلط شوند و تنها بعد از آن بود که او را رها و مجبور به ترک هند کردند

   سید در العروة الوثقى که نخستین شماره اش را در 15 جمادى الاولى سال 1301 هـ . ق. منتشر کرد، به بررسى سیاست دولت هاى استعمارى در کشورهاى اسلامى پرداخت. او سیاست سلطه جویانه ى انگلیس را در مصر مورد انتقاد شدید قرار داد، علل ناتوانى مسلمانان را تجزیه و تحلیل کرد و آنان را به مبارزه براى کسب قدرت و استقلال فراخواند

   تشخیص دردهاى اصلى و دلایل عمده ى عقب ماندگى جوامع اسلامى، تأکید بر ضرورت دردزدایى و جهل ستیزى از راه درمان صحیح و ارائه ى برنامه هاى اصلاحى و انقلابى، عمده ترین بخش هاى تفکر سیاسى و نهضت هاى سریع الانتشار سید را تشکیل مى داد. وى اساسى ترین دردهاى جوامع اسلامى و عوامل عقب ماندگى مسلمانان را این گونه برمى شمرد:

   1. استبداد حکّام.

   2. فقر علمى و عقب ماندگى جامعه ى اسلامى از کاروان علم، صنعت و تمدن.

   3. عقاید انحرافى و خرافى که در اندیشه و باور اکثر مسلمانان ریشه دوانده و آن ها را از اسلام ناب نخستین دور کرده است.

   4. جدایى که با عنوان ها و انگیزه هاى مذهبى، نژادى و ملى، امت اسلامى را دچار ناتوانى کرده است.

   5 . نفوذ و تسلط استعمار غربى بر منابع اقتصادى مسلمانان که موجب غارت آن به دست دولت هاى استعمارى و رکود رشد اقتصادى کشورهاى اسلامى شده و مانند سرطان، حیات اجتماعى و سیاسى مسلمانان را فلج کرده است.

   6 . خیانت سردمداران و شخصیت هاى صاحب نفوذ جوامع اسلامى.

   مقصود سید از خیانت، تنها وطن فروشى، بازکردن پاى دشمن به سرزمین هاى اسلامى و همکارى و سرسپردگى نبود، بلکه او هر شخصیت صاحب نفوذى را که بتواند از نفوذ بیگانه جلوگیرى و به گونه اى، بر دشمن سلطه جو ضربه بزند و این کار را نکند، خائن مى نامید.

   7. تهاجم فرهنگى غربى ها و استفاده ى آن ها از شیوه هاى تبلیغاتى براى نابودى هویت فرهنگى مسلمانان و شکستن روح ایستادگى آن ها.

   سید بر اساس تحلیلى کلى از اوضاع جهان اسلام معتقد بود: براى ریشه کنى غده هاى سرطانى از سرزمین هاى اسلامى، باید با شجاعت به پا خاست و حرکت یک پارچه و آگاهانه اى را در راستاى خطوط کلى زیر آغاز کرد.

   الف( مبارزه با خودکامگى فرمانروایان، به عنوان یک فریضه ى دینى.

   ب( گسترش فرهنگ و بینش اصیل اسلام ناب در زمینه ى پیوستگى دین و سیاست.

   ج) مجهّز شدن به علوم و فنون جدید و اقتباس جنبه هاى مثبت تمدن غرب و کنارگذاشتن تفکر الحادى و ابتذال اخلاقى آن.

   د( بازگشت به قرآن، احیاى سیره ى سلف صالح، خرافات ستیزى و بدعت زدایى از دامن اسلام ناب.

   هـ( طرح اسلام به عنوان مکتب جامعى که مى تواند مسلمانان را از عقب ماندگى و وابستگى رهایى بخشد و به آنان استقلال همه جانبه دهد.

   و( مبارزه ى بى امان و همه جانبه با استعمار، نفوذ دولت هاى بیگانه و هر نوع فرقه گرایى اسلامى در برابر دشمنان مشترک مهاجم.

   ح( دمیدن روح جهاد در کالبد بى جان جامعه ى اسلامى در برابر روحیه ى مهاجم صلیبى که هم چنان دشمن را علیه مسلمانان به تهاجم وا مى دارد.

   طمبارزه با خودباختگى در برابر غرب.

   ى( مبارزه با روحیه ى تسلیم قضا شدن، گوشه نشینى و بى تفاوتى نسبت به آن چه دشمن بر سر جهان اسلام فرود مى آورد.

   سیدجمال از میان خطوط کلىِ استراتژى نهضت اسلامى اش، در دو مورد موفق تر بود:

   نخست، پیکار با استعمار که در این راه رنج فراوان برد.

   دوم، مبارزه با استبداد که از این رهگذر مشکلات بسیارى براى حاکمان خودکامه در برخى کشورهاى اسلامى بهوجود آورد.

   گذراندن دوران طولانى تحصیل در حوزه هاى علمیه ى قزوین، تهران و نجف اشرف از یک سو و آشنایى او به زمان خود، تماس نزدیک با فرهنگ و تمدن غرب، مسافرت هاى طولانى و رایزنى با شخصیت هاى علمى و سیاسى کشورها از سوى دیگر و هم چنین اطلاعات گسترده اى که در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى و جغرافیایى کشورهاى اسلامى پیدا کرده بود، بخشى از مزایاى فراوانى بود که به سید امکان مى داد جنبشى را که آغاز کرده بود، با وجود تمام مشکلات، گسترش دهد.

سید، افکار آزادى خواهانه و حرکت سیاسى و اسلامى اش را با تماس ها، گفتوگوهاى شفاهى و جرایدى که منتشر مى ساخت، از جمله مجله ى عروة الوثقى، گسترش داد و طى آن، برنامه هاى پیش ساخته و کم و بیش مدون خود را مطرح نمود. او در این پیکار سیاسى، حملات متقابل دشمن را نیز بى پاسخ نگذاشت و از شیوه هاى ائتلاف، پنهان کارى و پیکار آشکار استفاده کرد

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران (علل, مسائل ونظام سیاسی(

سال 1346 ش. با پیروزى هاى سیاسى نهضت و شکست هاى رژیم به پایان خود نزدیک مى شد که حادثه ى مرگ مشکوک تختى قهرمان کشتى ایران روى داد. پى آمد این حادثه نیز مانند جنگ شش روزه ى اعراب و اسرائیل و تاج گذارى شاه، تشدید مبارزه و جان گرفتن دوباره ى حرکت سیاسى در دانشگاه ها بود. در این میان بازداشت بیش از سیصد دانشجو و جمعى از استادان بحران تازه اى به وجود آورد که به اعتصاب و تعطیلى دانشگاه هایى چون دانشگاه تهران، دانشگاه پلى تکنیک، دانشکده ى بازرگانى و دانشگاه هاى اصفهان، تبریز و شیراز انجامید.

رژیم براى سرپوش گذاشتن بر سیاست سرکوب دانشگاه ها، به سیاست فریب کارانه ى جدیدى روى آورد و با برگزارى کنفرانس جهانى حقوق بشر که روز دوم اردیبهشت 1347، در تهران گشایش یافت، مهمانان خارجى را بر آن داشت در حالى که شکنجه و خشونت بر کشور سایه افکنده بود، از فعالیت هاى بشر دوستانه ى اشرف پهلوى ـ ریاست کنفرانس ـ قدردانى کنند.

خروش زندانیان مبارز از عمق سیاه چال ها و ارسال پیام هاى افشاگرانه در مورد قانون شکنى، زیر پا گذاشتن حقوق بشر، وجود شرایط غیرانسانى در زندان ها، مراعات نشدن حقوق سیاسى و قضایى زندانیان، رواج شکنجه، اعدام و سرکوب در ایران و گسترش جنایات رژیم، بار دیگر تلاش شاه را بى ثمر گذاشت. عکس العمل رژیم به این افشاگرى ها چیزى جز جنایت افزون تر و شدت بخشیدن به محاکمه هاى بى رویه و فرمایشى، تبعیدهاى غیرقانونى و کارهاى سرکوب گرانه نبود.

در 30 مرداد 1348، مسجدالاقصى اوّلین قبله ى مسلمانان و یکى از مقدس ترین معابد مورد احترام ادیان آسمانى، به دست صهیونیست به آتش کشیده شد. این جنایت که با بازتاب تندى در جهان اسلام روبه رو شد، آتش خشم مبارزان نهضت اسلامى ایران را برافروخته تر و رژیم ایران را که یاور اسرائیل بود، با بحران جدیدى روبه رو کرد.

تلاش روزنامه هاى ایران که دست ساواک آنان را از پشت سر هدایت مى کرد، به منظور فرونشاندن خشم ملت بى نتیجه ماند، و شاه ناگزیر شد با پیش گرفتن سیاست مزوّرانه اى، طى بیانیه اى از این حادثه اظهار داغ دارى و براى جبران خسارت اعلام آمادگى کند و به سهم خود هزینه ى بازسازى مسجدالاقصى را نیز بر دوش بگیرد!

 حقیقت این است که شاه در این اظهار تأسف، حتى به اندازه ى بیانیه ى رسمى وزارت امور خارجه امریکا جسارت به خرج نداد.

شاه در نخستین کنفرانس اسلامى که به پیشنهاد ملک فیصل و رؤساى کشورهاى اسلامى براى خنثى کردن حرکت هاى انقلابى در جهان اسلام در رباط تشکیل شد، شرکت کرد و در سخنرانى هفت دقیقه اى خود که اولین سخنرانى کنفرانس نیز بود، نامى از مسجدالاقصى نبرد و به موضوع آتش سوزى آن نیز اشاره اى نکرد.

امام طى بیانیه اى در آبان 1348، آتش زدن مسجدالاقصى و موضع سازمان کنفرانس اسلامى را محکوم و گردانندگان سیاست هاى آن روز سازمان را به تلاش براى لوث کردن جنایت صهیونیست ها در آتش زدن مسجدالاقصى متهم کرد. امام در این بیانیه که از رادیو بغداد قرائت شد، افزود.

تا زمانى که فلسطین آزاد نشده است، مسلمانان نباید مسجدالاقصى را تجدید بنا کنند و علایم این جنایت باید همواره به عنوان مایه ى حرکتى براى آزادى فلسطین حفظ شود.

شجاعت امام، مردم ایران را به آینده ى بدون شاه امیدوار مى کرد و به آن ها جسارت اعتراض مى بخشید. از این رو، کلیه ى کارهاى رژیم براى مردم اعتراض آمیز و چون خود رژیم، نفرت انگیز بود و آنان از هر حادثه اى که قابل بهره بردارى بود و رژیم را به طور غیرمستقیم زیر سؤال مى برد، براى اعتراض استفاده مى کردند. این گونه اعتراض هاى جمعى گاه به گونه ى موسمى پس از یک موج سیاسى که با دردسرهایى براى رژیم همراه بود، به خاموشى مى گرایید. گاهى هم به یک بحران سیاسى ـ اجتماعى تبدیل مى شد و جنبه ى همگانى مى یافت و مشکلات فراوانى براى رژیم بهوجود مى آورد.

نمونه ى موج هاى اعتراض آمیز از نوع اوّل را مى توان در جریان اعتراض دانشجویان دانشگاه شیراز به اشاعه ى فساد در محیط دانشگاه مشاهده کرد. دانشجویان در اعلامیه اى با زیر سؤال بردن برنامه ى مبتذل انتخاب دختر شایسته که محیط هاى دانشجویى را آلوده و دانشگاه را ـ که باید محیط پاک و مرکز روشن فکرى و آینده سازى باشد ـ به فساد، فحشا و ترویج آزادى جنسى مى کشاند، حکومت دست نشانده ى شاه و سازمان امنیت را متهم کردند که مى خواهند مظاهر انسانى و اخلاقى را در محیط دانشگاه ها نابود سازند. آنان در پایان اعلامیه ى خود نوشتند:

شاه دست نشانده و سایر عمال امپریالیزم و صهیونیزم باید بدانند که روحانیون و دانشجویان و توده ى روشنفکر ما هرگز رسالت خود را فراموش نکرده و سرنوشت ملت ستمدیده ى ایران را به دست رجالگان و غلامان حلقه به گوش استعمار نخواهند داد.

مشابه همین حرکت سیاسى توسط دانشجویان مبارز در دانشگاه تهران، با بهره گیرى از بازبودن بوفه ى دانشگاه ها در ماه رمضان سال 1348 ش. به وجود آمد و تا تهدید رئیس دانشگاه تهران پیش رفت.

نمونه ى بحران هاى سیاسى از نوع دوم را نیز مى توان در جریان تظاهرات علیه افزایش نرخ اتوبوس در بهمن 1348 مشاهده کرد که به نوعى اعتصاب ـ سوارنشدن اتوبوس ها ـ انجامید. در این تظاهرات با شکوه، شایع شد که جوان دانشجو یا دانش آموزى به عنوان اعتراض خود را آتش زده است

این تظاهرات و اعتصاب ها که مى رفت به یک قیام سراسرى در تهران کشیده شود، با خبرى که روز پنجم اسفند از رادیو، مبنى بر برگشت نرخ کرایه ى اتوبوس به وضع سابق اعلام شد، به پیروزى مقطعى و نسبى رسید و ساواک به خاطر این شکست مفتضحانه مورد انتقاد شاه قرار گرفت

از اواخر سال 1348 ش. رهبر انقلاب توجه بیش ترى به بسیج جوانان و طبقه ى تحصیل کرده نشان داد و طى نامه ها و پیام هایى آنان را به ادامه ى مبارزه و ثمر رساندن نهضت اسلامى فراخواند.

امام در یکى از نامه ها نوشت:

اینجانب روزهاى آخر عمر را مى گذرانم... امید است طبقه ى جوان که به سردى ها و سستى هاى ایام پیرى نرسیده اند، با هر وسیله اى که بتوانند ملت ها را بیدار کنند. با شعر، نشر، خطابه، کتاب و آنچه موجب آگاهى جامعه است، حتى در اجتماعات خصوصى از این وظیفه غفلت نکنند. باشد که مردى یا مردانى بلندهمت و غیرتمند پیدا شوند و به اوضاع نکبت بار خاتمه دهند

رهبر نهضت اسلامى در نامه اى دیگر، خطاب به اتحادیه ى انجمن هاى اسلامى دانشجویان در اروپا چنین نوشت:

اینجانب اکنون روزهاى آخر عمر را مى گذرانم و امیدوارم که خداوند تعالى به شما طبقه ى تحصیل کرده توفیق دهد که در راه مقاصد اسلامى که یکى از آن، قطع ایادى ظلمه و برانداختن ریشه ى استبداد و استعمار است، کوشش کنید

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران (علل, مسائل ونظام سیاسی(

X