معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 566627
تعداد نوشته ها : 1353
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

صلوات بر محمد و آل محمد (صلى الله علیه وآله ( فعلى از افعال ما است و علم و عمل هر دو جوهرند که گوهر انسان را مى سازند و عین حقیقت و ذات انسان مى شوند. و انسان کامل مبراى از امکان استعدادى است که در کمال به فعلیت رسیده است هر چند عبد شکور است پس بران که صلوات عائد ما مى شود که از نقض به کمال و از قوه به فعلیت مى رویم نه عائد آنکه خود عارى از قوت است

دیلمى رضوان الله تعالى علیه ، در باب سیزدهم و دیگر در انتهاى باب بیستم کتاب ارشاد القلوب ، از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله ( نقل مى نماید که : خداوند متعال فرموده است : هر کس محدث شود و وضو نگیرد، بر من جفا مرده است ، و هر کس محدث شود و وضو گیرد و دو رکعت نماز نخواند، او نیز بر من ظلم کرده است ، و کسى که دو رکعت را بخواند ولیکن دعا نکند، او هم جفا کرده است ، و آن کس که محدث شود، سپس وضو گیرد و دو رکعت نماز به جاى آرد و دعا کند و در امر دین و دنیایش از من حاجت طلبد، اگر اجابتش نکنم ، من به او جفا کرده ام ، ولى من خدایى ستمکار نیستم

رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمود: هر کس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش را از سخن ، و شکمش را از طعام ، باز دارد و خود را به نماز و روزه مشغول سازد.
پس مردم گفتند: پدر و مادرمان فدایت اى رسول خدا ! آیا این گونه اشخاص ، از اولیاى خدایند ؟
فرمود: اولیاى خدا سکوت کنند، و سکوت شان تفکر باشد، و سخن گویند و سخن شان ذکر باشد، و نظرشان عبرت است ، و نطق کنند نطق شان حکمت باشد. راه رفتن شان میان مردم برکت است . اگر خدا براى آنان اجلى مقرر نفرموده بود، از ترس عذاب و شوق به ثواب ، ارواحشان در اجسادشان نمى گنجید

حضرت خاتم (صلى الله علیه وآله ) فرمود: لى مع الله وقت لا یسعنى فیه ملک مقرب و لانبى مرسل ؛ یعنى مرا با خداوند وقتى است که در آن هیچ ملک مقرب و هیچ پیغمبر مرسل نمى گنجد.
و از این پیغمبران مرسل یکى خود آن حضرت است ، سبحان الله از حلاوت گفتار. به حکم حدیث شریف قدسى : لایسعنى ارضى و سمائى ، و لکن یسعنى قلب عبدى المؤمن دل محل ظهور تجلیان انوار الهى است

در گذشته بین برخى از قبیله ها پیمانى به نام حلف الفضول بود که پایه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بیچارگان بود و پایه گذاران آن کسانى بودند که اسمشان فضل یا از ریشه فضل بود. پیمانى که بعد عده اى از قریش بستند هدفى جز این نداشت .
یکى از ویژگیهاى این پیمان ، دفاع از مکه و مردم مکه بود در برابر دشمنان خارجى . امّا اگر کسى غیر از مردم مکه و هم پیمانهاى آنها در آن شهر زندگى مى کرد و ظلمى بر او وارد مى شد، کسى به دادش نمى رسید. اتفاقا روزى مردى از قبیله بنى اسد به مکه آمد تا اجناس خود را بفروشد. مردى از طایفه بن سهم کالاى او را خرید ولى قیمتش را به او نپرداخت . آن مرد مظلوم از قریش کمک خواست ، کسى به دادش نرسید. ناچار بر کوه ابوقبیس که در کنار خانه کعبه است ، بالا رفت و اشعارى درباره سرگذشت خود خواند و قریش را به یارى طلبید. دادخواهى او عده اى از جوانان قریش را تحت تاءثیر قرار داد. ناچار در خانه عبداللّه پسر جدعان جمع شدند تا فکرى به حال آن مرد کنند. در همان خانه که حضرت محمّد (ص ) هم بود پیمان بستند، که نگذارند به هیچکس ستمى شود - قیمت کالاى آن مرد را گرفتند و به او برگرداندند. بعدها پیامبر اکرم (ص ) از این پیمان ، به نیکى یاد مى کرد. از جمله فرمود: در خانه عبداللّه جدعان شاهد پیمانى شدم که اگر حالا هم (پس از بعثت به پیامبرى ) مرا به آن پیمان دعوت کنند قبول مى کنم . یعنى حالا نیز به عهد و پیمان خود وفا دارم
محمّد (ص ) در سن بیست سالگى به این پیمان پیوست ؛ امّا پیش از آن - همچنان که بعد از آن نیز - به اشخاص فقیر و بینوا و کودکان یتیم و زنانى که شوهرانشان را در جنگها از دست داده بودند؛ محبت بسیار مى کرد و هر چه مى توانست از کمک نسبت به محرومان خوددارى نمى نمود.
پیوستن وى نیز به این پیمان چیزى جز علاقه به دستگیرى بینوایان و رفع ستم از مظلومان نبود.

 

X