گنجینه ی دوستان
 
 
 
 
 
شناسنامه من
 
 
 
 
 
دامنه های وبلاگ
 
 
 
 
 
آرشیو
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ
 
 
تعداد بازدید : 96684
 
تعداد نوشته ها : 1306
 
تعداد نظرات : 129
 
 
 
 
Rss
 
 
 
 
 
طراح قالب
 
موسسه تبیان
 
 
 
 
بيان‌ حقيقت‌ ولايت‌ فقيه‌
 
حقیقت‌ معنی‌ ولایت‌، عبارت‌ است‌ از: حُصولُ الشَّیْئَیْنِ فَصاعِدًا حُصولاً لَیْسَ بَیْنَهُما ما لَیْسَ مِنْهُما. یعنی‌ دو چیز با یکدیگر بنحوی‌ نزدیک‌ شده‌ و اتّحاد پیدا کنند که‌ غیر از ذاتیّت‌ و هویّت‌ آن‌ دو چیز، شیْء دیگری‌ در بین‌ نباشد.

 بناءً علیهذا هر موجودی‌ در ذات‌ خود با ذات‌ مقدّس‌ پروردگار اتّصال‌ و ارتباط‌ و هوهویّت‌ دارد؛ بین‌ هر موجودی‌ با علّت‌ فاعلی‌ و علّة‌ العللش‌ فاصله‌ای‌ نیست‌. بنابراین‌، هر موجودی‌ همین‌ که‌ وجود پیدا کرد لازمة‌ وجود او، وجود ولایت‌ است‌. بدین‌ معنی‌ که‌ موجودات‌، نسبت‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ حقّ ربط‌ محض‌ می‌باشند.

 پس‌ ولایت‌ به‌ این‌ معنی‌ در همة‌ موجودات‌ وجود دارد. و آثار این‌ ولایت‌ بر حسب‌ سعه‌ و ضیق‌ موجودات‌، در آنها متفاوت‌ است‌. در بعضی‌ که‌ ماهیّتشان‌ بزرگتر و قویتر و سعة‌ وجودیشان‌ بیشتر است‌، معنی‌ ولایت‌ در آنها بیشتر وجود دارد؛ و بعضی‌ که‌ در مرحلة‌ ذات‌ و ماهیّت‌ ضعیف‌تر، و از نظر سعه‌ محدودترند، وجود ولایت‌ در آنها کمتر است‌.

معنی‌ حقیقت‌ ولایت‌ و ولایت‌ حیوانات‌ و بهائم‌ بر بچّه‌های‌ خود

 علی‌ کلّ تقدیر، لازمة‌ وجود و خلقت‌ هر موجودی‌ از موجودات‌، توأم‌ بودن‌ با ولایت‌ است‌. و از آثار آن‌ ولایت‌ ـ در حدودی‌ که‌ آن‌ ولایت‌ اقتضا می‌کند ـ اختیار داشتن‌، و صاحب‌ أمر بودن‌ و حاکم‌ بودن‌ و مسلّط‌ بودن‌ است‌.

 در تمام‌ موجودات‌ این‌ ولایت‌ هست‌؛ و اُصولاً نمی‌شود موجودی‌ بدون‌ ولایت‌ باشد. بنابراین‌، ولایت‌ در همة‌ موجودات‌ گسترش‌ دارد وَ لا تَشُذُّ عَنْ حیطَةِ هُویَّتِها وَ إنّیَّتِها ذَرَّةٌ أبَدًا.

 گربه‌ای‌ که‌ بچّة‌ خود را به‌ دندان‌ می‌گیرد و برای‌ حفظ‌ او از گزند دشمن‌ از این‌ خانه‌ به‌ آن‌ خانه‌ می‌برد، بر أساس‌ ولایت‌ است‌؛ زیرا خود را ولیّ آن‌ بچّه‌ می‌بیند و در وجود خود، سیطره‌ و هیمنه‌ای‌ می‌بیند که‌ به‌ او دستور می‌دهد این‌ کار را بکن‌. و اینکه‌ وقتی‌ دشمن‌ می‌خواهد به‌ بچّه‌اش‌ حمله‌ کند، با تمام‌ قوا برای‌ دفاع‌ از او آماده‌ می‌شود، بر أساس‌ همان‌ ولایت‌ است‌.

 کبوتری‌ که‌ تخم‌ می‌گذارد و بر روی‌ تخم‌ می‌خوابد و آنرا رشد می‌دهد، به‌ مقتضای‌ همان‌ ولایت‌ است‌. و بالاخره‌ تحوّل‌ هر موجودی‌ از موجودات‌، حتّی‌ مثلاً دانه‌ای‌ را که‌ شما در زیرزمین‌ می‌کارید و این‌ دانه‌ شکفته‌ شده‌، از یک‌ طرف‌ ریشة‌ آن‌ در زمین‌ می‌گسترد و از طرف‌ دیگر ساقة‌ آن‌ بالا میرود، بر أساس‌ ولایت‌ است‌. زیرا اگر ولایت‌ نداشته‌ باشد نمی‌تواند از جای‌ خود هیچ‌ تکانی‌ بخورد، و هیچگونه‌ جنبش‌ و حرکتی‌ داشته‌ باشد.

 و اگر عالَم‌ بر أساس‌ ولایت‌ نبود، نه‌ اینکه‌ عالم‌ متحرّک‌ نبود، بلکه‌ عالم‌ معدوم‌ بود. یعنی‌ عالم‌، عالم‌ نبود، عدم‌ بود. تمام‌ این‌ موجودات‌ را که‌ می‌بینید به‌ این‌ صورت‌ درآمده‌اند، بر أثر ولایت‌ است‌. همچنین‌ إنسان‌ هم‌ هر کاری‌ که‌ انجام‌ می‌دهد، و هر سعه‌ای‌ را که‌ در خود مشاهده‌ میکند بر أساس‌ ولایت‌ می‌باشد.

 پدری‌ که‌ از بچّة‌ خود پاسداری‌ و نگهداری‌ و محافظت‌ می‌کند بجهت‌ ولایت‌ است‌؛ و این‌ ولایت‌ تکوینی‌ و فطری‌ است‌ که‌ خداوند به‌ او داده‌ است‌. و شاهد بر این‌ مطلب‌ آنکه‌: اگر او را از عمل‌ خود منع‌ کنیم‌ و بگوئیم‌: تو از فرزندت‌ پاسداری‌ نکن‌، و بچّة‌ تازه‌ مولود خود را در بیابان‌ رها کن‌! او این‌ سخن‌ را نمی‌پذیرد. یا مثلاً به‌ آن‌ گربه‌ بگوئیم‌: اینچنین‌ از بچّه‌ات‌ مراقبت‌ و محافظت‌ منما و او را از این‌ خانه‌ به‌ آن‌ خانه‌ نبر! او قبول‌ نمی‌کند. و اگر بر خلاف‌ این‌ أمری‌ کنیم‌ (مثلاً به‌ او بگوئیم‌: بچّه‌ات‌ را به‌ لانه‌ و آشیانة‌ دشمن‌ ببر!) نیز نمی‌پذیرد.

 این‌ مطلب‌ دلالت‌ می‌کند بر اینکه‌: أفعال‌ ولائی‌ در موجودات‌، ناشی‌ از غریزه‌ و فطرت‌ آنهاست‌، و آن‌ هم‌ لایتغیّر و لایتبدّل‌ است‌.

 ولایتی‌ را که‌ بمقتضای‌ آیة‌ شریفة‌: الرِّجَالُ قَوَّ ' مُونَ عَلَی‌ النِّسَآ ء بِمَا فَضَّلَ اللَهُ بَعْضَهُمْ عَلَی‌' بَعْضٍ مردان‌ بر زنان‌ دارند، یک‌ ولایت‌ تکوینی‌ و فطری‌ است‌؛ زیرا که‌ مرد دارای‌ عقلی‌ قوی‌تر از قوای‌ عاقلة‌ زن‌ می‌باشد. لهذا زن‌ نسبت‌ به‌ او ضعیف‌ بوده‌، و در تحت‌ هَیمنه‌ و سرپرستی‌ و عصمت‌ اوست‌؛ و بر عهدة‌ مرد است‌ که‌ زن‌ را نگاهداری‌ کند. و لذا او آمر است‌ و این‌ مأمور، او ناهی‌ است‌ و این‌ منهیّ؛ و بایستی‌ که‌ در جمیع‌ دستورات‌ از او إطاعت‌ نماید.

ولایت‌ عدول‌ مؤمنین‌، و فسّاق‌ آنها در صورت‌ فقدان‌ عدول‌

 و همچنین‌ است‌ ولایت‌ عدول‌ مؤمنین‌ بر أموال‌ غُیَّبْ و قُصَّرْ و أمثال‌ اینها، از مواردی‌ که‌ ما معتقدیم‌ عدول‌ مؤمنین‌ بر آن‌ ولایت‌ دارند. زیرا که‌ آیة‌ کریمة‌: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَـ'تُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍ«مردان‌ مؤمن‌ و زنان‌ مؤمنه‌، بعضی‌ از آنها دارای‌ ولایت‌ به‌ بعضی‌ دیگرند» این‌ حقیقت‌ را إعلان‌ می‌نماید. و این‌ ولایت‌ در عدول‌ مؤمنین‌ أقوی‌ است‌؛ برای‌ اینکه‌ إیمانشان‌ قویتر و اتّقائشان‌ بیشتر است‌. و همین‌ یگانگی‌ که‌ بین‌ قلوب‌ مؤمنین‌ وجود دارد إیجاب‌ میکند که‌ در صورت‌ عدم‌ وجود ولیّ بالاتر مثل‌ إمام‌ و فقیه‌ أعلم‌، آنها بر یکدیگر ولایت‌ داشته‌ باشند، و از مؤمنینی‌ که‌ ضعیف‌ و ناتوان‌ هستند و از عهدة‌ کار خود بر نمی‌آیند (مانند مجانین‌ و سُفهاء و أیتام‌ و أمثال‌ اینها) پاسداری‌ و سرپرستی‌ کنند. و همچنین‌ است‌ ولایتی‌ که‌ فسّاق‌ مؤمنین‌ ـ در صورت‌ عدم‌ وجود عدول‌ مؤمنین‌ ـ دارند؛ زیرا آنان‌ در عین‌ اینکه‌ فاسقند بر غیر مؤمنین‌ مقدّمند؛ به‌ سبب‌ آنکه‌ إیمان‌ دارند و در تحت‌ عموم‌ ولایت وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَـ'تُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍ هستند. و إنسان‌ با وجود فسّاق‌ مؤمنین‌ نمیتواند ولایت‌ را بدست‌ کافر بدهد؛ چرا که‌ کافر هیچگونه‌ ولایتی‌ بر مسلم‌ ندارد.

 ولایت‌ کافر بر مؤمن‌ «سبیل‌» است‌ و خداوند هیچگونه‌ سبیلی‌ را برای‌ کافرین‌ نسبت‌ به‌ مؤمنین‌ قرار نداده‌ است‌. پس‌ آن‌ ولایت‌ نیز بر أساس‌ تکوین‌ و فطرت‌ می‌باشد.

 علی‌ کلّ تقدیر، تمام‌ أقسام‌ این‌ ولایت‌ها تکوینی‌ و فطریست‌؛ و از آنجا که‌ شرع‌ هم‌ دستوراتش‌ بر أساس‌ فطرت‌ است‌، تمام‌ آنها را إمضاء کرده‌ است‌، و بر همان‌ مَمشی‌ مشی‌ فرموده‌ است‌؛ و هر کجا که‌ عقل‌ و فطرت‌ ولایت‌ را تأیید نموده‌اند، شرع‌ هم‌ بر آن‌ صحّه‌ گذاشته‌ است‌.

کیفیّت‌ و حقیقت‌ ولایت‌ فقیه‌

 ولایت‌ فقیه‌ نیز از همین‌ قبیل‌ است‌؛ منتهی‌ در مرحله‌ای‌ بالاتر و بزرگتر و وسیعتر.

 ولیّ فقیه‌ دو وظیفه‌ دارد؛ أوّل‌: بیان‌ أحکامی‌ که‌ از طرف‌ شرع‌ به‌ او رسیده‌ است‌، و فتوی‌ دادن‌ در آنچه‌ که‌ اجتهاد می‌کند؛ که‌ اینک‌ ما در آن‌ بحث‌ نمی‌کنیم‌؛ زیرا آن‌ مسائل‌ راجع‌ به‌ أحکام‌ کلّیّه‌ای‌ است‌ که‌ فقیه‌ آنرا بیان‌ می‌کند، و محلّ بحث‌ آن‌ در مبحث‌ «اجتهاد و تقلید» از کتاب‌ اُصول‌ است‌.

 دوّم‌: وظیفة‌ ولیّ فقیه‌ است‌ از جهت‌ إعمال‌ ولایت‌؛ که‌ این‌ مورد بحث‌ ماست‌. یعنی‌ این‌ که‌ فقیه‌ در بعضی‌ از اُمور (خصوص‌ موارد جزئیّه‌) إعمال‌ ولایت‌ نموده‌ و حکم‌ می‌کند و أمر و نهی‌ می‌نماید، این‌ مفاد و معنیش‌ چیست‌؟ مفاد و معنی‌ حکم‌ فقیه‌ در اینگونه‌ موارد إنشاء است‌. یعنی‌ بر حسب‌ قدرت‌ نفسانی‌ و طهارت‌ باطنی‌ که‌ پیدا کرده‌، بر مدارج‌ نفس‌ عروج‌ نموده‌ و به‌ عالمی‌ از تجرّد و إطلاق‌ دست‌ پیدا کرده‌ است‌؛ تا آنجا که‌ از آبشخوار شریعت‌ سیراب‌، و أحکام‌ او در موارد مختلفه‌ از آنجا نشأت‌ گرفته‌ است‌. فقیه‌ تمام‌ أحکامی‌ که‌ در شرع‌ مقدّس‌ وارد شده‌ است‌ (أعمّ از أحکام‌ کلّیّه‌،استثنائات‌، اختصاصات‌، و أحکام‌ ثانویّه‌، مثل‌: أحکام‌ إکراهیّه‌ و اضطراریّه‌ و أحکام‌ واردة‌ در صورت‌ نسیان‌ و عدم‌ طاقت‌ و استطاعت‌) و خلاصه‌ همة‌ أدلّه‌ را در نظر گرفته‌ و با یکدیگر جمع‌ و ضمیمه‌ نموده‌، سپس‌ در آن‌ واقعة‌ خاصّه‌، روی‌ موضوع‌ خاصّ با شرائط‌ مخصوصه‌ حکم‌ می‌نماید.

 بر خلاف‌ فقیه‌ در مقام‌ فتوی‌؛ زیرا او در این‌ مقام‌ کاری‌ به‌ جزئیّات‌ ندارد؛ بلکه‌ پیوسته‌ در قالب‌ حکم‌ کلّی‌ایکه‌ شریعت‌ إسلام‌ برای‌ او معیّن‌ نموده‌ است‌ فتوی‌ می‌دهد. مثل‌ اینکه‌ می‌گوید: مَیْتَه‌ حرام‌ است‌؛ زیرا قرآن‌ شریف‌ می‌گوید: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ؛ و بعد هم‌ یک‌ حکم‌ کلّی‌ دیگری‌ دارد که‌ هر چیز حرام‌ در هنگام‌ اضطرار حلال‌ است. و أمّا اینکه‌ مورد خاصّی‌ مورد اضطرار هست‌ یا نیست‌، ربطی‌ به‌ مُفتی‌ ندارد؛ بلکه‌ او فقط‌ حکم‌ کلّی‌ خود را بیان‌ می‌نماید.

 أمّا ولیّ فقیه‌ اینچنین‌ نیست‌. او در تمام‌ جزئیّات‌ دخالت‌ می‌نماید؛ و در موضوعات‌ خاصّ و مصادیق‌ إعمال‌ نظر نموده‌ و حکم‌ صادر می‌کند. مثلاً اگرکسی‌ از او بپرسد: آیا این‌ گوشت‌ میته‌ را اینک‌ که‌ زمان‌ مَجاعَه‌ و دوران‌ قحطی‌ است‌ میشود خورد یا نه‌؟! او به‌ جواز أکل‌ میته‌ حکم‌ می‌کند؛ زیرا هم‌ به‌ حکم‌ کلّی‌ (حرمت‌ میته‌) عالم‌ است‌، و هم‌ از حکم‌ در حال‌ اضطرار اطّلاع‌ دارد، و هم‌ موضوع‌ را تشخیص‌ داده‌، سپس‌ حکم‌ به‌ جواز أکل‌ میته‌ می‌نماید. معنی‌ ولایت‌ او تشخیص‌ موضوع‌ است‌ ـ زمان‌، زمان‌ مَخْمَصَه‌ و مجاعه‌ است‌ و اگر إنسان‌ آنرا نخورد می‌میرد ـ و بر أساس‌ ولایت‌ خود، أکل‌ میته‌ را جائز و أحیاناً واجب‌ دانسته‌، همه‌ را به‌ آن‌ أمر می‌کند.

 در این‌ موضوع‌، تمام‌ آن‌ أحکام‌ را با یکدیگر مدّ نظر قرار داده‌ و از نتیجة‌ آن‌، این‌ حکم‌ جزئیِ فعلی‌ را بدست‌ می‌آورد و در اختیار مردم‌ قرار می‌دهد. این‌ است‌ معنی‌ ولایت‌ فقیه‌.

 بنابر آنچه‌ گفته‌ شد، بین‌ إفتاء و ولایت‌ تفاوت‌ بسیار است‌. معنی‌ ولایت‌، أمر و نهی‌ و إیجاد و إعدام‌ موضوعات‌ خارجیست‌ در عالم‌ اعتبار. أفرادی‌ که‌ در تحت‌ ولایت‌ ولیّ فقیهند، بر أساس‌ حکم‌ او محکوم‌ به‌ إجرا أحکام‌ او هستند؛ و او بر أساس‌ همان‌ مُدرکاتی‌ که‌ دارد، و أحکامی‌ که‌ از روی‌ مدارک‌ شرعیّه‌ استنباط‌ نموده‌ است‌، و از روی‌ همان‌ صفا و نور و تجرّدی‌ که‌ نفْسش‌ به‌ آن‌ درجه‌ و مقام‌ رسیده‌ و از آنجا قدرت‌ تشخیص‌ این‌ حکم‌ خاصّ را برای‌ عامّة‌ مکلّفین‌ یا برای‌ بعضی‌ از آنان‌ پیدا نموده‌ است‌، در همة‌ موضوعات‌ جزئیّه‌ حکم‌ کرده‌ و إعمال‌ ولایت‌ می‌نماید و بِیَدِهِ الاْمْر؛ و این‌ مسألة‌ بسیار مهمّی‌ است‌.

منبع: کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام - جلد سوم

دسته : ولایت فقیه
تاریخ : سه شنبه 20/11/1388-21:24
 
 
 
 
آفات انقلاب اسلامى
 
 شرط اصلى جلوگیرى از شکست و زوال انقلاب، تداوم و حرکت دائمى آن و تلاش در پیاده کردن تمام آرمان هاى انقلاب در همه زمینه ها، بهویژه گسترش و صدور پیام انقلاب به خارج از مرزهاى کشور مى باشد. بنابراین هر اندازه که هدف عالى تر و از دست رس دورتر باشد، امکان اضمحلال و فساد انقلاب کمتر خواهد بود. در این میان و در مسیر حرکت، مبارزه با آفات انقلاب از اهم مسایلى است که انقلابیون باید آن ها را شناسایى کنند و پى گیرانه در صدد دفع آن ها بر آیند.

آفات انقلاب با آنچه به عنوان شیوه هاى ضد انقلاب براى مبارزه با انقلابیون مطرح مى گردد، متفاوت است. آفات انقلاب ناشى از عواملى فطرى، روانى و اجتماعى است که به صورت بسیار نامحسوس و خزنده، جامعه انقلابى را تحت تأثیر و نفوذ خود قرار مى دهد و خسارات خود را با خالى کردن انقلاب از محتواى اصلى و درونى آن، وارد مى آورد.

اهم آفات انقلاب ها بدین قرارند:

الف) نفوذ فرصت طلب ها: در همه انقلاب ها، این گروه با تغییر ظاهر خود و با فریب انقلابیون واقعى، در ارگان ها و نهادهاى مختلف جامعه حتّى در دستگاه رهبرى نفوذ مى کنند و اگر چه ظاهراً انقلابى تر از انقلابیون اصیل هستند، ولى چون اعتقادى به آرمان هاى انقلاب ندارند، موجبات انحراف و قلب ماهیّت انقلاب را فراهم مى کنند. فرصت طلب ها خود دو گروه هستند:

گروه اوّل آن هایى که ایده و عقیده خاصّى جز جاه طلبى و کسب موقعیّت ها و امتیازات اجتماعى ندارند و خود را با هر نوع سیستم سیاسى سازش و تطبیق مى دهند و مهارت خاصّى در تغییر موضع خود براى جلب نظر گروه حاکم دارند.

گروه دوم کسانى هستند که داراى ایده و عقیده اى متضاد با نظریّه حاکم هستند و زمانى که از مواجهه مستقیم با انقلابیون مأیوس مى شوند با تغییر ظاهر خود و نفوذ در سیستم سیاسى، ضربه خود را در موقعیّت مناسب و از درون بر انقلاب وارد مى آورند.

ب) رجعت تدریجى به ارزش هاى فرهنگى طردشده: بدیهى است که در هر جامعه انقلابى با سقوط سیستم سیاسى، ارزش هاى مسلّط بر آن بلافاصله محو نمى گردد. دوام ارزش هاى مزبور به طول مدّت سلطه آن ها بر جامعه و نفوذ بر مسایل فرهنگى، اجتماعى و تربیتى بستگى دارد. هر چه طول مدت مبارزه براى پیروزى انقلاب کمتر باشد، آثار ارزش هاى نظام پیشین دوام بیشترى مى یابد.

از جمله ارزش هاى مذموم از نظر انقلابیون، تجمل پرستى، راحت طلبى، فساداخلاقى، تبعیض، بى عدالتى و رشوه خوارى است. در صورتى که مبارزه اى مستمر و طولانى با ارزش هاى فرهنگى گذشته به عمل نیاید، تدریجاً با رشد مجدّد این ارزش ها موجبات انحراف و آلوده شدن ارزش هاى اصیل انقلابى، فراهم مى شود.

ج) خستگى نیروهاى انقلابى و از دست دادن روحیّه انقلابى: یکى دیگر از آفات انقلاب سستى در جناح انقلابیون است. کناره گیرى از صحنه به دلیل موفّقیّت انقلاب و به ثمررسیدن اهداف آن، خستگى و یأس از انقلاب به دلایل مواجهه با مشکلات و عدم موفّقیّت در حلّ آن ها، ناامیدى از تحقق معیارهاى ایدئولوژیک که به گوشه گیرى و به انزوا کشیده شدن انقلابیون منجر مى شود، خود از آفات خطرناک انقلاب است.

فساد در ارکان سه گانه انقلاب از قبیل ضعف و انحراف در رهبرى و یا قدرت طلبى و عدول ارکان از آرمان هاى انقلاب ، تفسیر و تأویل هاى انحرافى و احیاناً التقاطى از ایدئولوژى و یا ناتوانى ایدئولوژى در حصول خواسته هاى انقلابیون و نهایتاً خروج گروه هاى اجتماعى معتقد به انقلاب، از صحنه مبارزه نیز از جمله آفات انقلاب مى باشد. اگر نیروهاى انقلابى در مبارزه با مشکلات، فشارها، مخالفت ها و آفات انقلاب موفق نشوند، خطر ظهور دیکتاتورى که در چنان شرایطى خواسته اکثر گروه هاى اجتماعى خواهد بود، وجود دارد.

د) ناتوانى از انتقال ارزش هاى انقلابى به نسل هاى بعدى: نسل اول یا عاملین انقلاب به خاطر حضور در صحنه (چه در دوران قبل از پیروزى و چه در دوران بعد از آن) برداشت و درک متناسبى از شرایط و اوضاع و احوال دارند و به خاطر همین درک و به خاطر بهاى سنگینى که براى انقلاب پرداخته است، آماده ایثار و فداکارى براى حفظ آرمان هاى انقلاب مى باشد. در حالى که فرزندان ایشان طبیعتاً نمى توانند از چنین موقعیت و روحیه اى برخوردار باشند.

چنانچه نسل اول انقلاب نتواند به نحو مطلوب نسل بعدى را آموزش انقلابى دهد و آن را براى استمرار انقلاب آماده نماید، موجبات جدایى و بروز شکاف میان دو نسل و بروز مشکلات جدى و اساسى براى انقلاب فراهم خواهد شد.

منبع: کتاب انقلاب اسلامى زمینه ها و پیامدها

دسته : انفجار نور
تاریخ : سه شنبه 20/11/1388-21:5
 
 
 
 
بصيرت‏هاى نافذ
 

این عامل است که نه تنها ضامن بقاى تمدّن و فرهنگ انسانى جامعه مى‏باشد ، بلکه موجب گسترش و عمق یافتن آگاهى‏ها درباره واقعیّت‏ها است ، بصیرت‏هاى نافذ مردم یک جامعه است که آن جامعه و تمدّن و فرهنگش را از رکود و جمود نجات مى‏دهد و با گذشت زمانها و بروز پدیده‏هاى تازه ، براى تحصیل واقعیّات همگام مى‏گردند ، بلکه هر اندازه که بینائى‏ها و آگاهى‏هاى مردم یک جامعه قویتر و همه جانبه‏تر بوده باشد ، بجاى آنکه زمان بر آنان مسلّط شود ، آنان بر زمان مسلّط مى‏شوند و تازه‏هائى را که دیگران بدانها دست یافته و ابزار سلطه‏گرى بر دیگران قرار مى‏دهند ، یا با سبقت جوئى آنها را بدست مى‏آورند و محصولات مفید و سازنده آن تازه‏ها را در اختیار مردم مى‏گذارند و یا عوامل خنثى کردن سلطه‏گریها را بوسیله آن تازه‏ها با بینائى‏هاى نافذ آماده نموده و سلطه‏گریها را نابود مى‏سازند .

این امور که بعنوان عوامل سازنده انسانهائى شایسته تمدّن و فرهنگ اصیل انسانى مطرح شد ، حقائقى هستند که بدون آنها ، هویّتى براى شخصیّت انسانى وجود ندارد تا تمدّنى و فرهنگى بوجود بیاورد و از آن دو برخوردار گردد ، لذا بنظر مى‏رسد هر جامعه‏اى که از عوامل اساسى مزبور بیشتر و

عمیق‏تر برخوردار بوده باشد ، آن جامعه به همان مقدار از تمدّن و فرهنگ اصیل انسانى برخوردار مى‏باشد . حالا فرض کنیم : که جامعه‏اى بوجود آمده است که از بعد صنعتى به وسایلى دست یافته است که در یک دقیقه مى‏تواند همه کهکشان‏ها را دور بزند و برگردد بمنزل خود . و هرگونه بیمارى را در یک لحظه تشخیص بدهد و آنرا معالجه نماید و اگر بخواهد مى‏تواند هر تعداد نطفه‏ها را مطابق میل خود مرد یا زن نماید و اگر بخواهد پانصد سال عمر کند مى‏تواند و اگر بخواهد هیچ جنبنده‏اى را در روى زمین زنده نگذارد ، مى‏تواند و اگر بخواهد هر کس که از مادر متولّد مى‏شود یک دانشمند کامل بوده باشد مى‏تواند . و اگر بخواهد همه روى زمین از زیباترین مناظر پوشیده باشد ،

مى‏تواند . . . ولى عوامل مزبوره نباشند ، یعنى جامعه متمدّن مزبور پاى‏بند خصلتهاى نیکو و اعمال پسندیده و اخلاق فاضله نباشد ، اسلام چنین جامعه‏اى را متمدّن و با فرهنگ نمى‏شناسد ، زیرا انسان‏هاى چنین جامعه‏اى هویّتى را که مدیریّت موجودیّت خود را داشته باشد ، فاقد است و هنگامى که جامعه‏اى فاقد هویّت خود باشد ، کدامین فرهنگ و تمدّنى مى‏تواند آن را بسوى رشد و کمال تصعید بدهد . اگر جامعه‏اى با داشتن امتیازاتى که گفتیم ، مقیّد به حفظ حقوق همسایگان و وفاء به عهد و پیمان و اطاعت از نیکوکاریها و اعراض از کبر و خودپرستى نباشد ، کدامین فرهنگ و تمدّن است که بتواند بحال این انسان مفید باشد ، اصلا نمى‏توان گفت : چنین جامعه‏اى قدرت پذیرش فرهنگ و تمدّنى مفید دارد . اگر جامعه‏اى با داشتن امتیازات فوق ، غوطه‏ور در ستمگرى باشد و از آدمکشى هراسى نداشته باشد و درباره مردم انصاف نمودن را لازم نداند و تحمّل عوامل و انگیزه‏هاى غضب را ننماید و از اِفساد در روى زمین امتناعى نداشته باشد و افراد آن جامعه از پراکندگى و بیگانگى از یکدیگر احساس ناراحتى ننمایند و از شکسته شدن قوا بیمى بخود راه ندهند و از تلخى آزمایشها و گرفتاریها فرار کنند ، اصلا مبدئى برین و کمالى اعلا بنام خدا براى آنان مطرح نباشد که در راه محبّتش از هرگونه فداکارى و فرورفتن در سختى‏ها مضایقه ننمایند ، جمعیّت‏ها متفرّق شود و امیال و آرمان‏هاى مختلف و دلها نا معتدل ، قدرت‏ها تجزئه شده ، بصیرت‏ها مبدّل به نابینائى‏ها و هدف‏گیریها و تصمیم‏ها ناهماهنگ و متشتّت .

این نکبت‏ها و اختلالات ، هویّت انسانى را مختلّ مى‏سازد ، وقتى که هویّتى در شخصیّت انسانى نبود همانطور که در بالا گفتیم : نه فرهنگى مطرح است و نه تمدّنى . کسانى که در این مدّعا تردیدى دارند ، مى‏توانند به پنجاه و دو پدیده نکبت و سقوط مراجعه نمایند که در مبحث « 20 گرایش تبهکاران به فساد و اِفساد در روى زمین و نتائج آن و پنجاه و دو پدیده نکبت و سقوط که با ادّعاى تکامل بهیچ وجه سازگار نمى‏باشد » متذکّر شده‏ایم .

منبع: کتاب شرح نهج البلاغه

دسته : بصیرت
تاریخ : سه شنبه 20/11/1388-21:5
 
 
 
 
رسالت خواص و موج سینوسی تاریخ
 
"هنگامی که عده‌ای در فضای فتنه و غبار آلودگی، با زبان، اسلام را نفی و در عمل نیز جمهوریت نظام را نفی می‌کنند و انتخابات را زیر سؤال می‌برند انتظار از خواص این است که مرز و موضع خود را شفاف مشخص کنند." - رهبر فرزانه انقلاب

منظر حوادث تاریخ دارای یک موج سینوسی است. این موج دارای نقاط عطفی است که تاریخ بعد از خود را متأثر می‌کند و اساسا بر سرنوشت تاریخ و سیر آن تأثیر می‌گذارد. این سیر تاریخی نه در معاصرت زمان پوشیده می‌ماند و نه در حجاب فکری بازیگران سیاسی اسیر. این نقطه‌های عطف توانسته است مسیری را عوض کند و ملتی را از سمتی به سوی دیگری برگرداند.

مثلا در انقلاب مشروطه مسیر استبداد سلطنتی توسط قانون محدود شد و در نهضت ملی شدن نفت با همراهی نیروهای اسلامی و ملیون بساط سلطه استعمار انگلیس برچیده‌شد و یا در 15 خرداد 1342 مسیر مبارزه علیه شاه و سلطنت پهلوی که توسط ایسم‌ دوست‌ها و گرایش‌های توده‌ای و کمونیستی و ملی‌انجام می‌شد  به‌صورت برجسته از جانب نیروهای مذهبی دنبال شد و یا در بهمن 57 که مسیر عدالت‌طلبی و قانون‌خواهی ایرانیان، همراه بعد فراگیر و عمیق مذهبی آنان در تحقق نظام مردم‌سالار دینی به‌ثمر نشست و  یا در دفاع مقدس که توانستیم با اتکا بر ایمان بر دشمنان پیروز شویم و آینده کشور را تأمین کنیم نیز این روند دنبال شد.

اینها همه نقاط عطف تاریخ معاصر هستند که توانستند  اثرات  پایداری بر مقاطع طولانی تاریخی، بعد از خود بگذارند. حوادث بعد از انتخابات و حضور تاریخی مردم در مواجهه با حجم وسیع تهاجمات و فتنه‌ها نیز از همان دسته نقاط عطف است که بر مسیر آینده تاریخ حتما تأثیر خود را خواهد گذاشت.

از این منظر، حوادث اخیر به‌خوبی گوهر و حقیقت افراد و اشخاص را روشن کرد و اگر نبود این بزنگاه تاریخی، این عیارسنجی انجام نمی‌گرفت. پدیدار شدن غبارهای فتنه و آتش‌افروزی از یک طرف و حمایت بیگانگان و دشمنان قسم‌خورده مردم از ناامنی و آشوب از طرف دیگر، میدان امتحان سخت و آزمون تاریخی را سر راه همگان قرار داد.

مردم در این مقطع نیز چون گذشته از امتحان پیروز درآمدند و دین خود را به امام و شهدا ادا کردند؛ و اما خواص و آنهایی که همه اعتبار خویش را از نظام اسلامی دارند و موقعیت‌هایی را که در دست دارند ثمره خون شهیدان انقلاب است و از رهگذر این انقلاب به درجه خواص رسیدند، چنان که باید نتوانستند از معرض امتحان به سلامت گذر کنند.

معمولاً ویژگی خواص، موقعیت‌سنجی است و موضعگیری آنها برپایه شرایط زمان و مکان است. با این وجود چرا برخی خواص نتوانستند رسالت تاریخی خود را به سرانجام برسانند؟ چرا   در جایی که مردم با ندای رهبری به میدان آمدند و لبیک‌گویان، خواست رهبرشان را پاسخ گفتند، عده‌ای از خواص گرفتار تحلیل‌هایی شدند که چون مانعی سنگین‌وزن برپای آنان، اجازه نداد به دریای خروشان مردم بپیوندند و آنها را همراهی کنند.

مگر آن تحلیل‌ها چه بود که موجب شد خواص از مردم عقب بمانند و آنها را از صراحت کلام و لهجه به دور کرد و  گرفتار سکوت یا کلی‌گویی و مبهم‌بافی نمود؟ آیا دشمنی قدرت‌های غربی و بیگانگان و دندان‌های تیز و درنده گرگان گرسنه از دید برخی خواص پنهان مانده بود که نتوانستند رسالت خود را ایفا کنند؟ آیا اظهارات صریح و شفاف رهبر فرزانه انقلاب درمورد جنگ نرم و حوادث بعد از انتخابات  معیاری روشن برای تأسی از ولی‌فقیه برای حضور در صحنه‌های سرنوشت و اعلام آمادگی برای نفی خودخواهی‌ها نبود؟ چرا و چرا؟

پاسخ این چراها روشن است و آن «من»هاست که اجازه نمی‌دهد گوهر بصیرت و روشن‌اندیشی، خود را عرضه کند. تاریخ بشری پر است از بی‌بصیرتی خواص که مثال روشن آن از سال 61 هجری هویداست؛ آنجا که خواص زمان امام حسین(ع) در اثر بی‌بصیرتی، امام خود را به مسلخ می‌برند.

موقعی که بندهای مادی یکی پس از دیگری برپا افکنده می‌شود و دل‌ها از جانب اصول و آرمان‌های انقلاب به جانب تحلیل‌های منفعت‌محور سوق داده می‌شود و توجیهات گوناگون اقتصادی و سیاسی جای حقایق را می‌گیرد، آنجاست که پای خواص می‌لغزد و آنها دچار نقصان می‌شوند تا از رسالت تاریخی‌شان بازبمانند و یک بار دیگر ثابت شود که «حب‌الدنیا رأس کل‌الخطیئه».

نویسنده: محمدرضا جمالی

منبع: سایت عروج

دسته : رسالت خواص
تاریخ : سه شنبه 20/11/1388-21:5
 
 
 
 
دستاوردهای 30 ساله انقلاب در استان يزد
 

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 و پس از آن استقرار نظام جمهوری اسلامی با رای 98 و 2 دهم درصدی مردم باعث شکل گیری یکی از عظیم ترین انقلاب های قرن بیستم شد که درسایه این نظام دستاوردهای عظیمی به ارمغان آورده شد. در این میان استان یزد با وسعتی به طول 56 هزار و 800 کیلومتر مربع و 10شهرستان و جمعیتی بیش از یک میلیون نفر توانست سهم بسزایی در توسعه همه جانبه کشور اسلامی داشته باشد. این استان در سایه انقلاب اسلامی در بخش اشتغال در مراکز صنعتی و عمرانی بسیاری از جوانان جویای کار را به اشتغال واداشت . همچنین با تاسیس واحدهای استانی نظیر برق منطقه ای ، سرپرستی بانک ها ، تاسیس بنیادها و نهادهای انقلابی افزایش شمار کارکنان دولت در این استان به 82/8 دهم درصد رسیده است.

سهم شاغلان در بخش های عمده اقتصادی و عمرانی هم حائز اهمیت است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این میزان رشد فزاینده ای داشته است. وجود بانک های مختلف پس از انقلاب از 98 شعبه به 462 شعبه افزایش و شمارکارمندان بانک ها هم از 741 نفر به 4 هزار و 15 نفر رسیده است. در بخش هواشناسی که قبلا یک دستگاه سینوپیتک و 10 ایستگاه باران سنج وجود داشت هم اکنون به 12 ایستگاه و 22 دستگاه اقلیم شناسی و 103 ایستگاه باران سنج افزایش یافته است. در بخش بهداشت و درمان که قبل از انقلاب فقط 147 پزشک و 10 دندانپزشک و آن هم اکثرا از کشورهای دیگر در این استان بودند در سایه انقلاب اسلامی این مهم به هزار و 536 پزشک عمومی و متخصص ، 280 دندانپزشک و180 داروساز و داروخانه ارتقا یافت و روز بروز شاهد افتتاح مراکز بهداشتی و درمانی در این استان هستیم.

در بخش فرهنگ و هنر شاهد افزایش روز افزون این مراکز در استان یزد بوده ایم چرا که با وجود دارالعباده بودن این استان و فرهنگ غنی اسلامی آن ، مرکز فرهنگی و هنری رشد خوبی یافت و این استان با دارابودن 75 کتابخانه و بیش از یک میلیون و 500 هزار جلد کتاب و 500 هزار واجد شرایط مطالعه کتاب رتبه نخست کشور از لحاظ کتابخانه داراست. محدویت آب در استان یزد به اذعان همه دولتمردان در طول انقلاب اسلامی بوده و هست که این مهم نیز در سایه انقلاب تا حدودی رفع شد چرا که در استان یزد سالانه یک میلیارد و 770 میلیون متر مکعب آب از سفره های آب برداشت شد که از این رقم به میزان یک میلیارد و 174 میلیون متر مکعب از طریق 4 هزار و 380 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق برداشت میشود و این مهم در این سال های اخیر با طرح عظیم انتقال آب زاینده رود به طول 333کیلو متر و 3/1 دهم متر مکعب آب و حدود 70 میلیارد تومان هزینه به یزد رفع شده و مرحله دوم آن نیز در حال انجام می باشد و ایجاد شبکه جمع آوری فاضلاب شهری از جمله اقدامات مهم دولت جمهوری اسلامی در طول 30 سال تلاش برای عمران و آبادانی کشور در یزد است.

در زمینه ارتباطات نیز در استان پس از انقلاب شاخصه های مهمی داشته از جمله 363 هزار و 700 خط تلفن ثابت با ضریب 36 درصد و تعداد 132 هزار و 424 تلفن همراه سهم مهمی در بخش ارتباطات داخل وخارج داشته است. همچنین توسعه شبکه فیبر نوری و تلفن همراه و آی تی روستایی در این استان از جمله طرح های مهم دولت جمهوری اسلامی است. ایجاد شبکه های راه ارتباطی به طول 7 هزار و 41 کیلومتر و تبدیل راه های ارتباطی به بزرگراه ها از جمله راه آسفالته نایین - انار و طرح راه طبس - سورمق نیز از جمله اقدامات مهم دولت در این بخش است. قبل از انقلاب اسلامی در این استان فقط یک فرودگاه آن هم بیشتر به عنوان مرکز فرودگاهی وجود داشت که برای حمل و نقل بار از استان و تا حدود کمی مسافر انجام می شد ، ولی پس از انقلاب اسلامی به فرودگاه بین المللی تبدیل شد و کلیه پروازهای داخلی و خارجی در این فرودگاه انجام می شود.

استان یزد به عنوان یکی از مراکز اصلی انشعاب شبکه ریلی کشور محسوب می شود که در این استان 604 کیلومتر خط اصلی راه آهن و 17 ایستگاه راه آهن در سال های پس از پیروزی انقلاب همچنین اجرای راه آهن بافق - بندرعباس و ارتباط به آب های آزاد از طریق شبکه ریلی فراهم شده است. همچنین افتتاح طرح راه بافق مشهد علاوه بر کاهش 1000 کیلو متر طول مسیر بندرعباس مشهد سبب دسترسی کشورهای آسیای میانه به آب های آزاد شده همچنین طرح راه میبد- بادرود باعث کوتاه شدن فاصله یزد - تهران و علاوه بر آن راه آهن اردکان - چادر مَلو ، معدن سنگ آهن چادرملو به شبکه ریلی کشور وکارگاه های فولاد متصل نموده است. در سال های اخیر به لحاظ کوتاه شدن مسیر یزد - تهران و اصلاح این مسیر ، قطار مسافربری از یزد به تهران از 14 ساعت به 9 ساعت تقلیل یافت و راه آهنی که پیشتر به عنوان حمل کالا و بار استفاده می شد برای انتقال مسافران استفاده شد.

منبع: سایت دستاوردهای انقلاب اسلامی

دسته : انفجار نور
تاریخ : دوشنبه 19/11/1388-21:18
 
 
 
 
دانلود کلیپ زیبای بهمن 57
 

 

کلیپ زیبای بهمن 57

به مناسبت نزدیک شدن به ایام پر از سرور دهه فجر امروز برای شما عزیزان کلیپ بسیار زیبای بهمن 57 را قرار داده ام. امیدوارم از گرفتن این کلیپ لذت ببرید.

دانلود کلیپ

سایت سازنده کلیپ: سایت صبح

دسته : انفجار نور
تاریخ : دوشنبه 19/11/1388-21:18
 
 
 
 
چند تا شعر انقلابی
 

جمهوری اسلامی

جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه‏جویان خام است
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است

غزل بهمن

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

خورشید حقیقت

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است

فجر انقلاب

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع:
سایت راسخون

دسته : انفجار نور
تاریخ : دوشنبه 19/11/1388-21:18
 
 
 
 
جاذبه و دافعه ى انقلاب اسلامى
 

 

فروپاشى رژیم خودکامه و وابسته ى پهلوى، زنگ خطرى بود که مستکبران جهانى را به واکنش سریع واداشت. پیروزى انقلاب اسلامى مانند زلزله اى بود که سلطه جویان را به وحشت انداخت. از سوى دیگر، این انقلاب ملت هاى در بند را به پیروزى بر دست نشاندگان قدرت هاى استکبارى امیدوار ساخت.

با تحقق معجزه ى سیاسى قرن بیستم در کشور به یغما رفته ى ایران، جهانیان متوجه نقطه اى از جغرافیاى سیاسى جهان شدند که پدیده اى خطرناک براى سلطه جویان، و رویدادى امیدبخش براى ستم دیدگان، در آن ظهور کرده بود.

در میان موج حمله هاى دشمنان و حمایت دوستان انقلاب اسلامى، تئوریسین ها، تحلیل گران و صاحب نظران در سیاست هاى ملى، منطقه اى و جهانى، از هر دو سو، به تحلیل این حادثه ى بزرگ روى آوردند و با عنوان هایى مانند «سقوط شاه»، «انقلاب ایران» و «پیروزى انقلاب اسلامى» به جستوجوى علت ها و عامل هاى بهوجود آورنده ى آن پرداختند و مسائل انقلاب اسلامى را از ابعاد گوناگون بررسى کردند و اکثراً با شاخص هایى که از مطالعه ى انقلاب هاى جهان داشتند، به پیش داورى و اظهارنظرهاى مختلف پرداختند

این نوع رویکرد و توجه جهانى به مطالعه ى انقلاب اسلامى ایران، انگیزه ها و هدف هاى گوناگونى داشت، به گونه اى که گاه یک تحلیل معجونى از انگیزه ها و هدف هاى متفاوت بود و عامل هاى متضادى در شکل گیرى آن اثر مى گذاشت. از این رو، پوشاندن اهداف و وارونه کردن انگیزه ها بر دشوارى ارزیابى بسیارى از تحلیل هاى ـ به ظاهر آزاد ـ انقلاب اسلامى مى افزود.

انقلاب اسلامى از آغاز پیروزى با دو رویکرد داخلى و خارجى روبه رو شد; بر اثر رویکرد داخلى، که از استقبال اکثریّت قاطع ملت شکل مى گرفت، نه تنها به عنوان یک انقلاب بزرگ مردمى در عرصه ى تاریخ درخشید، بلکه بر استحکام آن افزوده شد و توانست به دوران شکوفایى نیز راه یابد و عرصه هاى پنهان و نهادهاى تخریب شده ى جامعه را یکى پس از دیگرى تسخیر و بازسازى کند.

اما انقلاب در رویکرد خارجى خود چنین موفقیتى نداشت و جهان غرب و قدرت هاى استکبارى بیش تر به رویارویى با آن پرداختند. گرچه روش هاى رویارویى غربى ها گوناگون بود، امّا در این که انقلاب اسلامى را به زیان منافع درازمدّت خود مى دیدند، مشترک بود. البته استقبال ملت هاى ستم دیده، بهویژه کشورهاى اسلامى از انقلاب اسلامى، احساس خطر را در آن ها تشدید کرد، چون با خیزش هاى نو، نفوذ و منافع استعمارى آن ها به خطر مى افتاد.

 

بارزترین رویارویى استکبار با موج در حال گسترش انقلاب اسلامى، توسل به زور و ایجاد شرایط جنگى براى انقلابى بود که آزادى و صلح را با خود به ارمغان آورده بود. از این میان مى توان به هشت سال جنگ تحمیلى عراق علیه جمهورى اسلامى ایران اشاره کرد; جنگى که اگر مقاومت مردم و عنایات الهى نبود، مى توانست به صورت فرسایشى، لطمه هاى جبران ناپذیرى به انقلاب وارد آورد.

ارائه ى تحلیل هاى نادرست از انقلاب اسلامى در مطبوعات و رسانه هاى گروهى به منظور منحرف کردن افکار عمومى و از میان برداشتن زمینه هاى نفوذ انقلاب اسلامى را نباید از یاد برد; تحلیل هایى که هر کدام به نوبه ى خود آثارى بس شوم تر از ره آوردهاى جنگ تحمیلى داشت.

در این میان نمى توان از این نکته نیز غافل ماند که انقلابى با چنین عظمت، به طور طبیعى، متفکران را به تحلیل وامى داشت. بنابراین بسیارى از تحلیل گران با انگیزه هاى علمى ـ پژوهشى به این کار کشانده مى شدند. در عین حال این واقعیت را هم نمى توان از نظر دور داشت که زمینه هاى فکرى غلط و فضاسازى ها و گزارش هاى نادرست مطبوعات و رسانه هاى سازمان یافته علیه انقلاب اسلامى، چنان بستر منحرف کننده اى پدید آورده بود که راه یابى محقّقان به واقعیّت ها را به دور از دشمنى، مشکل مى ساخت و هر کدام از آن ها را به گونه اى به دام خود مى کشید.

از سویى نداشتن آشنایى کافى به اوضاع سیاسى، اقتصادى و اجتماعى ایران که در آن زمان کشورى بى نام و نشان و چراگاه غارت گرها شمرده مى شد و نیز نبود وسایل ارتباط جمعى که بتواند واقعیت هاى جامعه ى به پاخواسته ى ایران را به گوش جهانیان برساند، موجب مى شد تحلیل گران نتوانند خود را از تأثیر جوسازى هاى دشمنان انقلاب اسلامى در امان نگاه دارند. البته اندوه نامه ى انقلاب اسلامى در شرح آسیب هاى شکننده اى که از سوى تهدیدهاى استکبارى و تحلیل هاى مسخ کننده ى داخلى و خارجى به کار مى رفت، فراتر از آن است که در این فرصت اندک آمد.

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران (علل, مسائل ونظام سیاسی)

دسته : انفجار نور
تاریخ : يکشنبه 18/11/1388-21:16
 
 
 
 
مفهوم انقلاب اسلامى
 
 انقلاب اسلامى مفهومى گسترده تر از آن چه در تعریف انقلاب گفته مى شود، دارد; زیرا با این که بسیارى از تعریف ها مى تواند بر انقلاب اسلامى منطبق باشد، ولى در تحلیل نهایى نمى تواند جامع و مانع باشد.

معمولا در فرهنگ هاى سیاسى و علوم سیاسى، انقلاب را به یکى از دو صورت زیر تعریف مى کنند:

سرنگونى نظام اجتماعى کهنه و فرسوده و جاى گزینى آن با نظام اجتماعى نو و پیشرفته.

سرنگونى حکومت طبقه یا طبقه هاى رو به زوال و واپس گرا و جاى گزینى آن با نظام اجتماعى جدید و پیشرو، و حکومت طبقه و یا طبقه هاى پیشرو و بالنده.

   چون انقلاب ها به صورت ناگهانى رخ مى دهند، برخى آن را به تحوّل ناگهانى در اوضاع سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى همراه با کاربرد خشونت و شورش مردم تفسیر کرده اند. در پاره ایى از موارد نیز براى آن که تعریف عامى ـ شامل هر نوع تحوّل اساسى ـ از انقلاب ارائه شود، مى گویند: انقلاب به هر نوع تحوّل کلى و اساسى اطلاق مى شود.

در فلسفه ى سیاسى و علوم سیاسى ـ اجتماعى، با دو دیدگاه متفاوت به انقلاب نگریسته مى شود; انقلاب به مفهوم سیاسى آن، بیش تر به نشستن ناگهانى و خشن گروهى که حکومت را در دست نداشته اند، به جاى گروهى که قدرت سیاسى و اداره ى کشور را در اختیار داشته اند، گفته مى شود.

بدین ترتیب دست به دست شدن ناگهانىِ قدرت سیاسى، انقلاب نامیده مى شود. از آن جا که هر نوع دست به دست شدن قدرت، حتى بر اساس توافق، انقلاب نامیده نمى شود، لازم دیده اند، خشونت را در تعریف بگنجانند در حالى که الزاماً چنین نیست.

انقلاب، دگرگونى بنیادى در همه زمینه هاى اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى، حقوقى و بهویژه سیاسى است، نسبت به آن چه بیش از انقلاب استوار و پابرجا بوده است; و این دگرگونى ها همیشه با سرنگونى نظام سیاسى حاکم پیش مى آید و کم تر با آرامش همراه بوده و اغلب با کارهاى خشونت آمیز و ویرانى و خونریزى ها همگام مى باشد.

از دید جامعه شناختى مفهوم انقلاب بیش تر به امور اجتماعى مربوط مى شود، تا امور سیاسى. به همین دلیل تحلیل جامعه شناسانه ى انقلاب چنین است: «بازیافتن ترکیب علل عمومى و علل فرعى که تاروپود رویدادها را به هم مى بافند.»

   در تبیین جامعه شناختى از انقلاب، بر نقش اراده ى انسانى، پیشرو بودن دگرگونى انجام گرفته و تخریب و قهرآمیز بودن تأکید مى شود.

   بى شک انقلاب به مفهوم سیاسى، با دیگر دگرگونى هاى سیاسى، مثل کودتا که در آن رهبرى، قدرت و سیاست حاکم دست به دست مى شود، و یا شورش که تنها موجب تحوّلاتى در برخى سیاست گذارى ها و احتمالاً بعضى نهادها مى شود، متفاوت است. چنان که از نظر جامعه شناسى نیز، پدیده ى اجتماعى انقلاب با رفرم که به طور معمول به دگرگونى هاى روبنایى و سطحى با حفظ نظام موجود گفته مى شود، تفاوت روشنى دارد.

در برخى موارد نیز تشخیص این که انقلابى رخ داده، یا تغییراتى اجتماعى و سیاسى در حد کودتا یا رفرم انجام گرفته، دشوار است، مانند حوادثى که در پى نهضت هاى استقلال خواهانه رخ مى دهد و تحوّلاتى را پس از کسب استقلال، در جامعه ى نوین بهوجود مى آورد.

بى شک حکم کلى در چنین مواردى وجود ندارد و نمى توان همه ى نهضت هاى استقلال خواهانه را انقلاب، یا همه را کودتا و رفرم دانست; چه بسیارند نهضت هایى که با دگرگونى بنیادین همراه بوده و همه ى عناصر لازم براى یک انقلاب را داشته اند، چنان که در مواردى هم تنها مجرى سیاست ها عوض شده و انتقال قدرت با حفظ همه ى ارزش ها، نهادها و اصول حاکم، انجام گرفته است; مى توان انقلاب الجزایر را از نوع اوّل، و به استقلال رسیدن کشورهایى را که حکّام دست نشانده دارند، از نوع دوم به شمار آورد.

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران (علل, مسائل ونظام سیاسی)

دسته : انفجار نور
تاریخ : يکشنبه 18/11/1388-21:1
 
 
 
 
مردم با حضور ميليوني در حماسه تاريخي 9 دي با جريان فتنه اتمام حجت كردند
 

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به این که کاسه صبر مردم از اعمال فتنه‌گران لبریز شده گفت: خروش مردم در حماسه تاریخی نهم دی 88 نوعی اتمام حجت با فتنه‌گران بود.

حجت‌الاسلام سیدعلی میرخلیلی در گفتگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس «توانا»، با اشاره به حضور گسترده مردم در راهپیمایی روز نهم دی، اظهار داشت: مردم ایران خود را سرباز اسلام و ولایت فقیه می‌دانند و وقتی احساس کنند که حادثه‌ای نظام و کشور را تهدید می‌کند همه در یک جبهه واحد قرار می‌گیرند و به مقابله با آن تهدید می‌پردازند.
وی افزود: مردم به شعارهای خود در دوران انقلاب که خود را سرباز امام خمینی(ره) می‌خواندند، پایبندند و امروز هم خود را سرباز ولی‌فقیه می‌دانند و بر این اساس گوش به فرمان رهنمودهای ایشان هستند.
این نماینده مجلس با اشاره به حدیث "کل ‌یوم عاشورا و کل ارض کربلا " گفت: نباید حادثه عاشورا و زمینه کربلا را منحصر به زمان و مکان خاصی دانست و در این راستا شاهد بودیم که در روز نهم دی عاشورایی دیگر در ایران شکل گرفت.
میرخلیلی با اشاره به جمعیت گسترده مردم در روز نهم دی در خیابان‌ها اظهار داشت: حضور فیزیکی مردم در اعتراض به هتک حرمت روز عاشورا باعث شد که فتنه‌گران اجازه ابراز وجود پیدا نکنند و بر این اساس شاهد بودیم که دهها میلیون نفر در کل کشور توهین به مقدسات توسط فتنه‌گران را محکوم کردند.
نماینده مردم میناب، گفت: خروش مردم در روز نهم دی نوعی اتمام حجت با فتنه‌گران بود.
میرخلیلی خاطرنشان کرد: ممکن است یک بار اهانتی از سر غفلت انجام شود، اما وقتی این اهانت‌ها ادامه پیدا کند کاسه صبر مردم لبریز می‌شود و بر این اساس اگر حضور مردم در نهم دی نبود ممکن بود حوادث بدتر از روز عاشورا در کشور به وقوع می‌پیوست.
وی با اشاره به شعارهای خودجوشی که توسط مردم در روز نهم دی سر داده شد، اظهار داشت: مردم کشور ما تحلیل‌گر هستند و به مسائل سیاسی به خوبی واقفند و در این راستا شاهد بودیم که از سال 42 به بعد مردم در تمام مناسبت‌ها حضور موثری دارند که این مسئله شعور سیاسی بالای مردم در کشور را نشان می‌دهد.
میرخلیلی همچنین گفت: تمامی آحاد جامعه باید خود را تابع رهبر بدانند و فرمایشات ایشان را در کارهای خود مدنظر قرار دهند و بر این اساس باید جذب حداکثری و دفع حداقلی به عنوان یک اصل برای همه مورد پذیرش قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: دستگاه قضایی باید بررسی کند تا در صورت برخورد با رأفت اسلامی با برخی افراد این رفتار مورد سوءاستفاده قرار نگیرد و اگر رأفت و عطوفت اسلامی که در مورد عده‌ای به کار گرفته می‌شود حمل بر ضعف نظام تلقی ‌شود باید با‌ آن مقابله کرد.
منبع: خبرگزاری فارس

تاریخ : يکشنبه 20/10/1388-21:23
 
 
 
  • تعداد رکورد ها : 1306